تعليق محجمه كنند بدون شرط زدن و زمانى قليل اين محجمه را داشته جدا گردانند پس شرط زنند و شرط عميق بايد زد و بعده باز محجمه بر نهند و زمانى صالح داشته جدا گردانند و اندرون محجمه را پاك ساخته و عضو را نيز پاك كرده كرت ثانيه برنهند همين سان سه چهار كرت بكنند تا كه خون به قدر مطلوب برآيد و آنجا كه به علت شرط غير عميق بدانند كه در كرت ثانى و ثالث خون حسب مطلوب نه برآمده مكرر شرط زنند و محاجم نهند و بايد كه وضع اولى خفيفه المص و سريع القلع باشد بعد از ان در هر وضع بتدريج بايد افزود در قوت امتصاص و ابطاى قلع و پس از فراغ چون يك ساعت بگذرد غذا دهند و محتجم صفراوى مزاج بايد كه بعد حجامت ماء الرمان و ماء الهندباء همراه شكر و كاهو و سركه تناول نمايد اما
حجامت [ بلا شرط با نار بود يا بلا نار ]
بلا شرط با نار بود يا بلا نار آنچه بلا نارست فقط بامتصاص باشد و آنچه با نارست طريق آن نيز معروفست و در آخر مطلب بيان كرده شود و از حجامت بلاشرط چند فائده حاصلست يكى آنكه جذب ماده بسوى مخالف كنند چنان كه به جهت حبس دم الحيض وضع محاجم بر ثديين نمايند دوم آنكه جهت ابراز ورم غائر كنند تا وصول اثر دواى وضعيه به سهولت شود اعنى گاه باشد كه ماده متورمه در غور عضو بود و بسوى ظاهر نباشد و دوا كه بران نهند موثر نشود درين وقت وضع محاجم مىنمايند تا ماده بخارج گرايد سوم آنكه جهت نقل ورم از عضو شريف بسوى عضو خسيس كه در جوار اوست استعمال نمايند و اينچنين جذب در اول بروز ورم كه هنوز متمكن نشده صورت مىبندد و بسبب جذب محاجم از جاى خود بسوى موضع محجومه نقل مىكند اما هرگاه ورم خوب ظاهر شده باشد نقل بسوى ديگر متعذرست و ممنوع زيرا كه باعث ايلام شديد مىشود در محل متورمه و تالم آن مودى مىگردد بانصباب مادهء كثير چهارم آنكه جهت تسخين عضو و جذب خون بسوى او و تحليل رياح وى عمل نمايند پنجم آنكه جهت رد عضو بسوى موضع طبعى او به كار برند چنان كه براى رد فقرهء زايله وضع محجمه بر فقره كنند و به جهت رو معا يا ثرب نازله در خصيه بر عانه محجمه مىنهند و براى رد خصيه مرتفعه بجا بگاه اينها محجمه مىگذارند ششم آنكه جهت تسكين وجع شديد استعمال نمايند چنان كه در قولنج غير ورمى و در وجع ريحى بطن و در اوجاع رحم كه زنان را عند حركت حيض مىشود و محجمه كه به جهت تسكين وجع به كار برند بايد كه كلان باشد تا مواضع كثير