خاء معجمه و شين معجمه مشدد نام استخوانست كه خلف الاذنست و اصل آن خششاست كه بادغام خشا شد و تثنيهء آن خشّاآنست و اين رگها را در محلى كه متصل نبقره است مىكشايند نهم
آن عروق اربعهاند كه بر دو لب واقعاند بر لب بالا دو رگ بر لب پائين دو رگ و اينها مسمىاند به چهار رگ و فصد اينها جهت قروح فم و قلاح و اوجاع لثه و اورام و استرخا و قروح آن و بواسير و شقاق كه بر لب افتد نفع دارد و اولىتر آنست كه اين عروق را بمضبع مدور الراس بوده كشايند دهم رگىست تحت اللسان بر باطن ذقن واقعست و فصد او خوانيق و اورام نورتين را سود دارد يازدهم رگىست تحت اللسان بر نفس لسان و فصد آن ثقل لسان را كه از دم بود نفع دارد دوازدهم رگىست كه واقعست بر عنفقه و فصد آن بخر را سود مىدهد و عنفقه بالفتح شعرات را گويند كه ميان لب سفلى و ذقن واقعست و آن موها را به فارسى بچهء ريش گويند رگ مذكور درين موضع واقعست سيزدهم عروق اللبهست و آن را در معالجات فم معده مىكشايند لبب و لبه بالتحريك نام موضعىست كه التقاى دو استخوان چنبر گردن در انجاست و شتر را نحر در همان مقام مىكنند چهاردهم دو رگ باريكاند اندرون سوراخهاى بينى و آن را عرق المنخرين گويند و اينها جهت اخراج رطوبت و خون از چشم مىكشايند و چون فصد شرائين معمول نيست از شرح آن در گذشته شد
بيان حجامت
و آن بر دو گونه است يكى آنكه به شرط بود دوم آنكه بلا شرط بود و اين هر دو قسم با نار باشد يا بلانار اول بيان حجامت مع الشرط مىكنم و شرط پاكى زدن را گويند بدانكه قبل از دو سالگى و بعد از شصت سالگى حجامت مع الشرط منع كردهاند وجه منع اول ظاهرست كه در ايّام رضاعت ابدان صبيان ضعيفتر و نرمتر مىباشد و وجه منع دوم آنست كه بعد شصت سال كه سن شيخوخيت شروع مىشود برودت در مزاج استيلا مىكند و غلظت در خون پديد مىآيد و ظاهرست كه حجامت بيرون نمىآرد مگر خون رقيق را ازين جهت ممنوعست و معلوم باد كه باوّل ماه و آخر ماه حجامت منعست بهر آنكه درين ايام اخلاط ساكن و به باطن راجع مىباشد پس حجامت در وسط ماه محمودست علىالخصوص در اوائل نصف ثانى كه تاريخ شانزدهم و هفتدهم باشد