مراد آنست كه در ازالهء امراض اعضاى كه قريب بدين موضعاند و فصد رگهاى مذكور بدان موضع نفع دارد حجامت مواضع مسطوره خليفهء عروق مزبوره است نه آنكه خلافت على الاطلاق دارند و قائممقام آنها هستند چه ظاهرست كه تنقيهء فصد عامست و تنقيهء حجامت خاص و حجامت بر قمحدوه و برهامه امراض عين را سود دارد چون جرب و بثور و مورسرج و امثال آن ليكن ذهن را ضرر دارد و بله و نسيان و رداءت فكر مىآرد و كسانى را كه مبتلا بنزول الماءاند مضرست مگر بعضى اوقات كه تقاضاى حال واجب كند مىتواند كه مضرت ندهد و بعضى ادّعا كردهاند كه حجامت اين محل اختلاط عقل و دوار را نفع دارد و مبطى الشيبست قمحدوه بفتح قاف و ميم و سكون حاء مهمله و ضم دال و فتح واو ثم الهاء بلندى پس سر را گويند كه بالاى نقره است دهامه بتخفيف وسط الراس است و حجامت تحت الذقن اسنان و وجه و حلقوم را مفيدست و تنقيه راس و فكين مىكند و حجامت بر قطن دماميل و جرب و بثور فخذ و نقرس و بواسير و داء الفيل و رياح مثانه و رحم و حكة الظهر را سود دارد و قطن بتحريك ميان دوسرين را گويند و حجامت بر فخذين از قدام نفع مىدهد ورم خصيتين را و جراحات فخذين و ساقين را و از خلف سود مىدهد اورام و جراحات اربتبن را و حجامت بر اسفل ركبه نفع مىكند ضربان ركبه را كه حادث شده باشد از اخلاط حاره و سود مىدهد بجراحات رديه و قروح عنيفه كه در ساق و رجل باشند و حجامت بر كعبتين نافعست احتباس طمث و عرق النسا و نقرس را انتباه حجامت به شرط سه فائده دارد يكى آنكه استفراغ مىكند از نفس عضو دوم آنكه با وجود اخراج دم و ديگر اخلاط جوهر روح را بيرون نمىآرد از غير محل محجوم و به حال خود باقى مىدارد سوم آنكه استفراغ او به اعضاى رئيسه تعرض ندارد و اصلا ضررى نمىرساند و بدانند كه تعمق شرط واجبست تا جذب از غور كند و هرگاه موضع التصاق محجمه ورم كند و جدا كردن محجمه متعسر گردد بايد كه خرقه يا اسفنج به آب نيمگرم كه مائل بحرارت بود تر كنند و حوالى آن تكميد كنند تا نرمى در ان محل پديد آيد و محجمه به آسانى جدا گردد و اينچنين تورم حين استعمال محاجم بر نواحى ثدى كه جهت منع نزف حيض بارعاف به كار مىبرند بيشتر عارض مىشود لهذا واجبست كه وضع محاجم بر نفس ثدى كنند و طريق وضع محاجم آنست كه نخست در محل مفصود روغن بمالند پستر به زودى
علم الأبدان ( فارسى ) — صفحة 154
مساهمون: واجد على خان
ص١٥٤