چه متحقق شده كه رطوبات و اخلاط بدن در ايّام ترقى نور قمر در سيلان مىآيند و متوجه بسوى ظاهر تن مىشوند و در وسط حقيقى كه چهاردهم و پانزدهم باشد بكمال غلبه مىرسند و بعد از ان از شانزدهم و هفتدهم متوجه به باطن مىشوند و از آنكه اخلاط صالح بنا بر لطافت سهلالحركتاند زودتر ميل به باطن مىكند و اخلاط فاسده بنا بر غلظت بدان سرعت حركت نمىكند پس اگر وضع محاجم در شانزدهم و هفتدهم اتفاق افتد خون فاسد صرف بيرون آيد و هو المطلوب و حجامت بر خلو معده ضعف مىآرد و انصباب مرار بسوى معده مىشود و اگر فىالفور بعد غذا كنند محتملست كه غذاى غير منهضم جذب بدن شود پس بهتر آنست كه نه خلو باشد نه امتلا و كسى را كه غليظ الدم باشد بايد كه اول استحمام كند و ساعتى بياسايد پس بحجامت پردازد و كسى كه غليظ الدم نباشد او را بعد استحمام حجامت ممنوعست و معلوم باد كه
حجامت [ بر مقدم راس ]
بر مقدم راس بحس و ذهن ضرر دارد زيرا كه مبداء اعصاب سيه مقدم راسست و
حجامت [ بر نقره خليفهء الحل ]
بر نقره خليفهء الحلست و نافع ثقل حاجبين و مجفف جفن و مفيد جرب عين و بخر فمست ليكن نسيان مىآرد وجه آن ظاهرست كه موخر دماغ محل حافظه است لهذا واجبست كه حجامت اين مقام اندكى فروتر از نقره كنند تا منفعت بلا مضرت حاصل آيد و نقره مغاك پس سر را گويند و
حجامت [ بر كاهل خليفهء باسليق ]
بر كاهل خليفهء باسليقست و نافع منكب و حلق ليكن فم معده را ضعيف مىكند درينجا بهتر آنست كه قدرى بالاتر كنند تا بىمضرت باشد اما اگر مقصود از حجامت اين مقام معالجه نفث الدم و سعال بود و فروتر ضرور باشد و بالاتر غير مفيدست و كاهل بين الكتفين را گويند و
حجامت [ بر اخدعين خليفهء فيقال ]
بر اخدعين خليفهء فيقالست و نافعست ارتعاش الراس و مزيل اعلال وجه و اسنان و ضرش و ازنين و عيتين و حلق و انف و گاه باشد كه پيدا كند رعشه در ضعيف مزاجان و اخدعان و اخدعين هر دو جائزست دو رگاند موضوع بر عنق و مفرد آن اخدعست بخاء معجمه بر وزن افعل و
حجامت بر ساق
قريبست بفصد صافن و در تنقيهء دم و ادرار طمث نفع دارد خصوص زنى را كه سفيد پوست و متخلخل البدن و رقيق الدم بود و حجامت ساقين نافعتر از فصد صافنست در امور مزبور انبتاه آنچه كه گفته شد كه حجامت نقره خليفهء اكحلست و حجامت كاهل خليفهء باسليق و حجامت اخدعين خليفهء قيفال