طين سر شوى يا خون بمالند كه بدين سبب بنشاط تمام متعلق مىگردد و هرگاه از خون ممتلى گردند و اسقاط آنها مطلوب شود قدرى از نمك يا خاكستر يا به ورق يا اسفنج محرق يا سوف محرق بران پاشند كه زود ساقط مىگردد و بعد سقوط صواب آنست كه بمحجمه آن محل را ممتص سازند تا قدرى خون ديگر از انجا برآيد و كيفيت ضاره سعيه كه در انجا باشد جدا گردد و عامست كه محجمه نارى باشد يا غير نارى و واجبست كه حين ارسال علق چيزهاى حابس الدم مهيا باشند تا اگر بعد اسقاط خون جارى شود زود تدارك توان كرد و بهترين حابسات درين محل عفص محرقست يا نوره يا رماد يا خزف هر كدام كه باشد باريك ساخته ذرور سازند
بيان منافع علق
بسيار جاهاست كه تنقيهء نفس عضو بمحجمه ممكن نباشد درين وقت علق كفايت مىكند ليكن احوط آنست كه تعليق علق بر همان محل كنند كه وضع محجمه ممكن باشد زيرا كه بعد اسقاط علق اخراج خون قليل از ان مقام بحجامت لازمست و در اكثر طبائع خصوصا در نسوان و صبيان و ضعيفان كه تحمل الم شرط ندارند ارسال علق نيكو تدبيرىست و بدانند كه جذب خون در علق از غور عضو فزونتر از جذب حجامتست ازينجاست كه در اكثر بعد اسقاط علق سيلان دم باقى باشد و محتاج بحبس مىگردد بخلاف حجامت مع الشرط كه نزف در وى نباشد و در امراض فرمنه جلديه چون سعفه و قوبا و امثال آن ارسال علق كثير الاثرست و بعضى از اطباى هند براناند كه علق جذب نمىكند مگر خون فاسد را ازينجاست كه خون از وى كه مىبرآيد سياه مىباشد و همچنان كه در حجامت يك ساله و يك و نيم ساله را رخصت ندادهاند و بعد شصت سال نيز منع از ان كرده در علق هم همان اعتبار جائز داشتهاند ليكن اهل تجربه اطفال شش ماه بلكه چهل روزه را اجازت بارسال دو سه علق كرده و عند الحاجت نفع بلامضرت مشهود گشته و در هند معمولست كه صغائر را كه از چلّه گذشته باشند و شائبه از فساد خون كه مشهور بسرخ باده است پديد آيد بر سر مقعد ارسال علق مىكنند و همچنين اكثرى از اطفال دو سه ماه را كه ناف ايشان پخته بود و باستعمال اطليه و ذراورات انتفاع نمىيافت بارسال سه علق حوالى ناف اجازت دادم در اندك مدت رو به خشكى آورد و تاثير ادويهء موضعيه فورا بظهور پيوست و احوط آنست