شود در ان غذا و شراب و رياضت و لازم گيرند ظل و كن دهد و مطفيات را و مبادرت كنند بقى اگر ممكن بود ظل بمعنى سايه و كنّ يكسر كاف و تشديد نون سقوف و پوششها كه ساتر بود از تاب آفتاب بوجه احسن و هدد بمعنى آرام و سكون و در موسم گرما هضم ضعيف مىشود و اخلاط گرم مىشوند ازينجهت حاجت بتغذيه كمتر مىباشد با وجود كثرت تحليل و اين بنا بر غليان و ازدياد حجم اخلاطست پس تنقيص در غذا لازم باشد و همچنين در شراب و رياضت نيز و فوائد التزام سايه و سقف آنچه هست ظاهرست كه سكنات غليان مواد اند و كثرت استعمال اشربه مطفى حرارت چون شربت انار ترش و شربت حماض و شربت تمر هندى و مانند آن ضروريست و نفع قى ظاهرست كه اخلاط درين هنگام طافى و مائل بفوق مىباشد و صفرا غالب مىشود و آن سهل الاجابتست بقى اما به سهولت و عدم مانع ديگر و تقاضاى عادت نگاه داشتن ضروريست
تدابير فصل خريف
واجبست دردى احتراز از هرچه كه خشك كننده است و از جماع و آب سرد و از خوابيدن در جاى سرد و از گرمى ميانه روز و سردى بامدادها و شبها و از خوردن فواكه و تناول كنند در فصل مذكور هرچه گرم و تر بود ترك مجففات به جهت آن گفته كه مزاج فصل خريف سرد و خشكست استعمال مجففات مزيد جفات مىشود اگر گويند كه هواى صيف گرم و خشكست و خشكتر از هواى خريفست بنا بر غلبه حرارت كه موجب يبسست پس ترك مجففات در صيف بايد كه اولىتر باشد نه در خريف كه مزاجش سرد و خشك است جوابش آنكه اگرچه يبوست هواى صيف بيشترست امّا بواسطهء غلبهء حرارت كه واجب مىكند سيلان و تدويت رطوبات را تدارك يبوست بدرجه احسن مىشود لهذا نمىباشد ابدان را در صيف يبوستى كه در خريف مىباشد و احتراز از آب سرد داخلا و خارجا مضرست اعنى آبى كه سرد زيادهتر باشد نخورند و نه بر سر ريزند از بهر آنكه محدث نزلاتست درين موسم اگرچه اغتسال به آب سرد در هر موسم نامجوز امّا در خريف نامجوزترست و به همين جهت منع كردهاند خوابيدن به مكان سرد كه اين هم محدث نزلاتست و در خفتن احتياط نمايند كه سر مكشوف نشود و با هوا ملاقى نگردد كه اثر هواى سرد در سر