بسوى مجارى غير معينه و مجارى معينهء فصول دماغى انفست و مجارى غير معينه گوش است و چشم و حلق و صدر و حادث مىكند امراض رديه چون نزله و كابوس و سكته و جز آن و معلوم باد كه نوم بر استلقا اعنى بر پشت روى بسوى آسمان مخصوص انبيا و اوليا و مرتاضينست كه چون ابدان ايشان از كثرت رطوبات پاكست شايبه ضرر مدخل ندارد و بخلاف ما مردم حريص بر اكل و شرب كه به علت توفير رطوبات نوم بر پشت در حق ما مضرست و بهترين نوم آنست كه معتدل المقدار باشد اعنى كم از شش ساعت نجومى نباشد و ستودهترين اوقات جهت خواب آنست كه غذا منحدر شده بقعر معده جا گرفته باشد و اين معنى از سبكى اعلاى بطن معلوم توان كرد امّا اگر قبل از انحذار غذا خواب كند اغلب آنكه نضج و قراقر آرد و مانع اشتمال معده بر غذا گردد پس فتور در هضم افتد و ابخره رديه از معده برخيزد و معده را متمدد سازد و خواب نيز تشويش افگند و بايد كه اصطجاع اول ساعتى بر يمين باشد كه غذا خوب بقعر معده رسد پس بر پهلوى چپ شوند تا جگر بتمامه مشتمل بر معده گردد و هضم بر وجه احسن حاصل شود و بعد هضم غذا بر پهلوى راست غلطند تا انجذاب كيلوس به آسانى در جگر شود و پوشيده نماند كه ميل قعر معده به طرف يمينست پس قبل از هضم طعام زيادهتر بر يمين خضتن احتمال دارد كه غذاى غير منهضم بسوى جگر رود و سدّه احداث كند و خفتن بر شكم معين هاضمه است اما منكب شدن اعنى روى بر بالين نهاده خفتن امراض چشم مىآرد و در شرع نيز منع كردهاند و اگر روى به طرف يمين يا يسار مائل باشد مجوزست شرعا و طبا و بيشتر مذكور شد كه خواب روز در شتا محدث امراضست اما در صيف كه روز طويل مىشود اگر براى رفع كسل ساعتى بخوابند جايزست و مفيد و موجب راحت و آسايش و معلوم باد كه خواب نصف النهار را قيلوله گويند و آن سنتست و نوم بامداد را عيلوله گويند و آن سخت زيان دارد على الخصوص كه معده خالى بود و نوم ضحى را فيلوله گويند تكدر و فتور حواس پيدا مىكند و نوم بعد زوال را حيلوله نامند لكونه حايل بين النايم و الصلاة الظهر و محدث نسيانست و
علم الأبدان ( فارسى ) — صفحة 126
مساهمون: واجد على خان
ص١٢٦