تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علم الأبدان ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
فىالفور احداث زكام و نزله مىكند و قى درين فصل ممنوع‌ست كه قى سبب هيجان مواد مىشود و نه برآمدن آن در قى بالكليه احداث حمى مىنمايد اما فصد و مسهل مجوزست و اغتسال درين فصل بماء فاتر اعنى نيمگرم بايد زيرا كه آب بسيار گرم مجفف بدن و مهبج موادست و آب سرد مكثف مسام‌ست پس آب فاتر بهتر و اولىتر باشد

تدابير فصل شتا

واجب‌ست احتراز در شتا از فصد و قى و اجازت‌ست در اسهال اگر حاجت شديد باشد و بايد كه غذا در شتا بيشتر خورند امر باجتناب قى و فصد درين فصل بنا بر آنست كه ماده در شتا غليظ و راست مىباشد و اخراج اين‌چنين مواد بفصد و قى ممكن نيست اما مسهل بهتر باشد به جهت آنكه مواد در شتا مترسب و مائل باسفل مىباشد ازينجهت باسهال خروج آن سهلست چنان كه در صيف قى سهلست بنا بر طافى بودن ماده بسبب غليان اخلاط و از آنكه درين فصل توفير خون مطلوب‌ست بنا بر مقاومت با برد احتراز از فصد لازم آمده حاصل آنكه درين فصل به جهت صحت تنقيه نشايد كرد بخلاف فصول ديگر كه در ان براى دفع فساد مترقبه آن فصول مبادرت تنقيه مناسبه بدن واجب دانسته‌اند و همچنان كه در شتا تكثير غذا ضروريست كثرت رياضات نيز لازم آمده جهت تلطيف اخلاط مستكثفه

تدابير كه در هواى وبائى ضرورست

و با عبارتست از فساد مهلك كه عارض شود مر جوهر اين هواى مركب را كه مماس ابدان ماست و تعفن هوا مشابه تعفن آبست و از آنكه حاجت هوا دمبدم‌ست استنشاق هواى متعفنه وبائى اخلاط و ارواح را زودتر متعفن مىگرداند على الخصوص اخلاط نواحى قلب را و فساد هوا اهم از اسباب سماوىست و هم از اسباب ارضى اسباب سماوى را علم الغيب نيكو مىداند امّا اسباب ارضى بخارات متعفنات‌ست كه مزاج هوا را متغير گرداند و فساد هواى وبائى بيشتر كسى را اثر كند كه كثير الجماع و ضعيف القوى و مفتوح المسام بود و بدن او از اخلاط رديه ممتلى باشد و بدترين و با آنست كه از اجتماع اسباب سماوى و اسباب ارضى افتد و قوىترين دلايل بر بودن و با از اسباب سماوى آنست كه فصول سال متغير الحال گردد و موسم بر كيفيت خود نباشند و هوا گاهى غبارآلود بود و گاهى بىغبار
علم الأبدان ( فارسى ) — صفحة 130 | واجد على خان