در و با استعمال روغن گاوست چه در طعام و چه در تدفين بدن و تلاوت سورهء تغابن در ايّام و با خاصيت عظيم دارد در امن از آفات آن
باب شانزدهم در تدابير جبلى و مرضغه و اطفال
حامله را واجبست كه احتراز كند از فصد و حجامت و اسهال و قى مگر در وقت حاجت و مقتضاى ضرورت رخصتست و واجبست حامله را احتراز از قرع قويه و اصوات هايله و استشمام اغذيه كه دفعتا واقع شود و بايد كه اكثر استعمال كند گلقند و سكنجبين قندى براى تنقيه معده و دفع شهوت رديهء گل و منع از فصد و اسهال و حجامت و قى اگرچه در جميع ايام حملست ليكن قبل از شروع چهار ماه و بعد از هفت ماه شديدالمنعست علىالخصوص به ماه اول از جميع مزغرعات كمال احتياط و اجتناب لازمست و منع از فصد به جهت آنست كه آن مضعف اعضاى رئيسه و موهن قوىست و اين معنى باعث حركت جنينست خصوص در ايّامى كه تعلق جنين برحم قوىتر نباشد و اين ايّام از اول تكون تا سه ماه است و بعد ماه هفتم تا وقت وضع حمل معلوم باد تعلق جنين در رحم چون تعلق ميوه بشاخست همچنانكه ميوه را از ابتداى تكون تا زمان استكمال تعلق بشاخ ضعيف مىباشد حال حمل را نيز همبرين طريق قياس بايد كرد و همچنانكه ميوه چون مستكمل مىشود تعلق او بشاخ كمتر مىشود لهذا باندك حركت درين وقت ساقط مىگردد همچنين حمل نيز بعد ماه هفتم كه زمان استكمالست تعلق كه برحم گرفته بود مىگذارد پس درين دو وقت احتياط واجبتر باشد و اگر از فصد اصلاح حال جنين منظور باشد و به ادويه مشروبه اين نفع مترقب نباشد قصد مجوز است و اينچنين فصد در ماه چهارم يا پنجم اگر اتفاق افتد بهترست و منع از حجامت بهر آنست كه اكثر اوقات حوامل را از شدت امتصاص غشى واقع مىشود و غشى حوامل را سخت مضر است و در ارسال علق احتمالست كه بعد انفكاك علق خون كثير روان شود پس اين هم بهتر نباشد امّا اگر كار از محجمه نارى برآيد و غير مواضع مخوفه باشد باك ندارد و مواضع مخوفه كمرست و تحت تديئين و زير ناف و بالاى معده باطن فخدين قريب باربيه و تارك سر اما نهى از مسهل به جهت آنست كه رحم را بامعا مجاورت و مشاركتست و از شدت اسهال و تز حركه لازمهء مسهلاتست ضعف در رحم نيز لاحق مىشود و ضعف رحم مانع امساك جنينست و مسهل قوى العمل