پس برياضت گرايند و آنچه بعد از رياضت كنند مسمىست بدلك الاسترداد و اين دلك مفيد راحتست و مانع تحلل رطوبات و جاذب خون و روح باعضا و محلل مواد كه در عضلات و قرب جلد باقيمانده باشد و از رياضت تحليل نشده باشد
بيان تدبير استحمام
بهترين حمام آنست كه قديم النبا بود و وسيع باشد فضاى آن و خوش هوا بود و آب آن شيرين باشد و گرمى آتشدان حسب مزاج هر كه در ان آيد باشد نفع قديم البنا بودن آنست كه بوى آهك شكسته باشد و انفصال ابخره رديه از ان منقطع شده باشد چه بخارات آهك مضرّ قلب و روحست و مزيد حدت و تجفف در هواى حمام و نفع اتساع فضاى وى آنست كه تا هواى كثير در انجا باشد و از ادخته حمام تغير در هوا راه نيابد و مراد از خوش هوا بودن آنست كه مظلم و تاريك نباشد بلكه كثير الضو بود و خالى از دخان و رايحه كريه باشد زيرا كه ظلمت و دخان بنا بر تكدر هوا را فاسد مىسازد و نفس را مىگيرد و دل را ضرر مىرساند و نفع عذوبت آب آنست كه تا ترطيب حسب مدعا حاصل آيد و چون درينجا ذكر استحمام بتدبير حفظ صحتست و مهناست بمزاج صحيح آب شيرينست لهذا آب شيرين گفته و الا ظاهرست كه در امراض ذى رطوبت چون استسقا و امثال آن اغتسال به آب شور و اجتناب از آب شيرين واجبست و اندازه حرارت حمام حسب اندازه مزاج هر شخص مختلف مىباشد و مراعات آن ضروريست چه بلغمى مزاج را آب كثير الحرارت بايد و صفراوى مزاج را قليل الحرارت و سزاوار آنست كه حمام بسيار گرم نباشد كه آن محلل و مرخىست و فاتر هم نباشد كه فاتر اعنى نيمگرم جذب عرق نمىكند و غرض از حمام تندرستان تفتيح مسام و اسالت عرقست پس ضرورست كه حمام معتدل بود در حرارت و فتور به حدى كه چون زمانه شايسته در ان مكث كنند عرق معتدل در بدن آيد و كسب كند بدن حرارت لطيفه و چون مقصود از استحمام تسخين و ترطيبست لهذا گفتهاند كه حمام مسخنست بهواى خود و مرطبست بماء خود بالجمله حمام مركب از دو فائده است اعنى تسخين و ترطيب پس اگر تسخين زيادهتر مطلوب باشد بايد كه در هواى حمام زيادهتر بنشينند و اگر ترطيب بيشتر مقصود باشد آب بيشتر بر بدن ريزند و ظاهرست كه حمام مشتمل بر سه درجهست