كه اهل دنيا ساخته و پرداختهاند بايد كه احدى از مومنان بحمام نرود كه عذاب جهنم در انجا مهياست امّا آنچه سيح در قانون نوشته ماخصلش آنكه حمام مركب بآثار اضداد است اگر برطبق مناسبت و بحسب حاجت واقع شود مفيدست لهذا يكى از جمله محافظات صحت و مزيلات مرض شمردهاند و اگر بر خلاف آن باشد بلاشك ضرر دارد و چون مراعات مراتب آن كمتر به عمل مىآيد لهذا بعضى از اطبّا على الاطلاق منع كردهاند از استحمام و مذمت آن نموده و شيخ نوشته كه حمام هم مسخنست و هم مبرد و هم مرطبست و هم يبس و هم نافعست و هم ضار امّا منافع آن تنويمست و تفتيح و جلا و تحليل و نضاج و جذب غذا به ظاهر تن و حبس اسهال و ازاله اعيا و امثال آن و مضار آن تضعيف قلبست به شرط افراط و ايراث غشى و غثيان و تحريك مواد ساكنه و مهيا ساختن او جهت عفونت و مائل كردن مواد بسوى اقضيه و بسوى اعضاى ضعيفه است منتخب اين سطور مىگويد كه شيخ عليه الرحمة آنچه از نفع و ضرر استحمام بيان فرموده خصوصيت باستحمام ندارد بلكه در هر چيز اگر نفع است مضرت هم در ضمن آنست به شرطى كه عمل آن به غير حاجت و بىحفظ شرائط به عمل آيد مثلا تغذيه باغذيه لطيفه و تشربه باشربه لطيفه مقوى قوى و منتعش حرارت غريزىست اما اگر بىتقاضاى طبيعت و بىوقت حاجت و بىاداى شروط به عمل آيد به علت ثقل و گرانى و ناگوارى طبع هم مضعف قوى و هم موهن حرارت غريزىست و همبرين طريق قياس بايد كرد بر ديگر چيزهاى ستّه ضرورى نيز چون حركت و سكون و نوم و يقظه و حزن و فرح و فصد و مسهل و امثال آن فى الجمله هر امر نافع كه بيضرورت و بىوقت حاجت باشد محدث مضرتهاست و لا خير فيها
باب پانزدهم در تدابير خواب و بيدارى و فصول اربعه
بدانكه خواب معتدل المقدار اقتدار مىدهد قوى را بر صدور افعالش و زياده مىكند روح را و خواب به حالت گرسنگى روىست ضعيف كننده قوى و لاغر كننده تن بسبب تحليل حرارت و قوت و خواب روز در فصل شتّا محدث امراض رطب و نزلات و مفسد لونست و خواب بر پشت كه رو بسوى اسمان باشد فرو مىكشد فصول دماغى را