رياضت جزئيه نيز نامند اثر آن مختص بعضوى بود پس بعضى از رياضت جزئيه قرأت بآواز بلندست كه از ان تنقيه سر مىشود از فضلهها و بعضى از رياضات جزئيه برداشتن سنگ گرانست بر سبيل رياضت و كشيدن كمان سخت و بازى كردن بگوى و چوگان و اين عملها پاك مىكند هر دو دست و گردن و سينه و هر دو كتف و پشت را و رياضت محمود آنست كه معتدل القدر و بر وقت مناسب باشد اما وقت رياضات متعبه كه حاجت به تنفس عظيم آرد بعد پاك بودن شكمست از فضله و پس از هضم غذا بهر آنكه از رياضات متعبه اعضا گرم مىشوند و غذا را بيشتر جذب مىنمايند و بدان سبب غذا اگرچه غير منهضم باشد منجذب مىشود و نفوذ غذاى نامنهضم احداث شده مىكند و معلوم باد كه چنان كه رياضت در امتلاى معده و امعا منهىست در حالت جوع شديد و خلو معده منهىترست آنان كه مزاج حار يابس دارند ايشان را از رياضات متعبه اجتناب ضروريست و مراعات مقدار رياضت نيز ضروريست و
[ در وقت رياضت بسه چيز نظر آيد ]
در وقت رياضت بسه چيز نظر آيد
يكى لون بدن
چه تا وقتىكه جودت لون در ازدياد باشد وقت رياضتست
دوم حركات
تا وقتىكه حركات بنشاط باشد وقت رياضتست
سوم انتفاخ اعضا
اعنى ما دام كه انتفاخ اعضا در زيادتى باشد وقت رياضتست امّا هرگاه درين حالات انتقاص رو دهد و عرق بافراط آيد بعد رياضت كثير واجبست كه قطع كند رياضت را و عرق بافراط از ان گفته كه در شروع رياضت عرق كه مىآيد ازين حكم خارج باشد و
دلك يعنى ماليدن اعضا
و آن هر چند گونه است و منفعت هر يك علىحده پس دلك شديد الخمر استوار مىكند عضو را بنا بر تحليل مفرط رطوبات مرخيه و دلك نرم و لين سست مىكند عضو را بنا بر انجذاب و انصباب رطوبات عضو مدلوك چه دلك مذكور متخلخل مىسازد سطح ظاهر را و ضعيف مىكند مسامات آن را در رطوبات را سائل مىگرداند بىاحداث تحليل و دلك طويل يعنى كه مدت دلك دراز باشد لاغر مىكند بدن را بنا بر كثرت تحليل كه از طول دلك لاحق شود و دلك متوسط ميان شدت و لينت و طول و قصر مدت فربه مىكند بدن را