تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علم الأبدان ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
بارده عصبانىست چون لقوه و فالج و رعشه و خدر و تشنج و امثال آن اما تمضمض به آب سرد مضائقه ندارد و اگر از ان رفع عطش نشود چيزى خورده تشرب آب نمايند كه چون آب به غذا مىآميزد سريع النفوذ نمىباشد و آب بعد فواكه رطب چون خيار و خربوزه و تربوز و امثال آن محذب آكله و اورام و قروح خبيثه است و بعد بيدار شدن از خواب فىالفور آب نخورند كه احداث نزله مىكند اما بعد ساعتى مضائقه ندارد محرورى مزاج را و بعد شرب آب تا ساعتى نگذرد سر بر بالين نگذارند و آب چاه و آب نهر بيك وقت نبايد خورد كه احداث نفخ و قراقر شكم مىنمايد و آب قوى البرد صفراوى و دموى مزاجان را موافق‌ست و تشرب آبى كه جرم برف در ان انداخته باشند مضّرست براى اعصاب و احشا و آلات تنفس امّا اگر ظرف پر آب را در برف سرد كنند ضرر ندارد و ماء فاتر اعنى نيمگرم و ماء حار استعمال آن تندرستان را جائز نيست امّا بعد استعمال حبوب و سفوف مسهله تشرب آب گرم لازم دانسته‌اند و كسى را كه بعد شرب شراب لذع در مرى يا فم معده حادث شود بايد كه انار ترش و شيرين امتصاص نمايد و اگر قدرى گلاب به آن آميزند براى تقويت معده بهتر باشد و اگر كسى شراب كثير المقدار خورده باشد صواب آنست كه قى كند به خوردن آب نيمگرم و پس از ان استحمام نمايد تا بقيه فضول شراب بتحليل رود و بعد آن به تمام بدن تدهين كند و بخوابد تا طبيعت استراحت يابد و ملال زائل شود و اگر از شراب بيهوشى غالب شود زود بتدبير هوشيارى كوشند آب سرد و سركه چند كرت بنوشانند و يا رايب حامض بنوشانند و صندل و كافور بويانيدن و مبردات رادعه چون روغن گل نجل خمر بر سر ماليدن سودمندست و اگر شراب در معده باقى بود اول قى كنند تا سبب سكر زائل شود بعد از ان بدفع سكر و بيهوشى پردازند

تدبير دفع خمار

بايد دانست كه خمار عبارتست از آنكه شراب منهضم نشود و فضله آن در معده بماند و بخارات آن بسوى دماغ برآيد پس اگر به اين فضله رطوبت مختلط شده باشد احداث مىكند صداع و ثقل در سر و اگر صفرا با فضله مذكور مختلط گشته باشد پيدا مىسازد
علم الأبدان ( فارسى ) — صفحة 119 | واجد على خان