غذاى سابقه طعام ثانى را فاسد مىسازد و در استخراج بخارات طعام اهتمام بليغ بايد كرد اعنى هر طعامى كه مرتب كنند چون از ديگران فرود آرند سرپوش از سر ديگ بردارند كه بخارات آن رو به هوا كند و اگر سرپوش باز نكنند و بخارات محتبس ماند مستحيل به آب شده از سرپوش باز بطعام فرو ريزد و احداث سميت كند بالخصوص اگر ماهى پخته باشند كه در اثناى طبخ نيز گاهگاه سرپوش برداشتن تا بخارات بيرون رود مستحسنست امّا ظرفهاى كه در ان طعام خورند بهتر از ظروف چينى و آبگينه نيست و در شرع نيز مجوزست بخلاف ظروف ذهى و فضّى كه شرعا در ان خوردن حرامست و بعد خوردن غذا
حاجت شرب آب
به جهت آنست كه در اغذيه ارضيت غالبست و از بهر هضم اعتدال قوام لازم پس شرب آب ضرور باشد تا مهيا كند غذا را جهت قبول فعل هاضمه چه اگر همراه طعام آب نباشد اغلب آنكه غذا در معده محترق شود چنان كه اجسام ارضيه يابسه كه بدون آب در ديگ كنند بسوزد امّا خود غذا اگر ذى يائيت بود مرطوب مزاج را زيادهتر اضطرار تا دير به آب نمىشود اما بايد كه شرب آب در عطش صادق كنند و
[ اقسام عطش ]
عطش صادق
آنست كه بنا بر احتياج بدن و افتقار اعضا بود بسوى رطوبت جهت بدل رطوباتى كه بتحليل رفته يا به جهت ترقيق و تنضيح طعام ماكوله بود و اين حاجت بعد غذا واقع مىشود و
عطش كاذب
آنست كه خلط مالج غليظ چون بلغم شور يا خلط لزج شديد اليبس چون بلغم جصّى يا سوداى احتراقى در معده جمع آيد پس طبيعت جهت دفع اين مواد طلب آب نمايد و خاصه آنست كه از شرب آب سرد تكليف آن بيفزايد به جهت آنكه برودت ماء بارد مزيد تكاثف و يبوست آن مىشود و چون صبر نمايند يا بخوابند آن عطش زائل شود بنا بر تحليل ماده و اگر صبر نتوانند نمود يك دو جرعه آب گرم بنوشند كه فى الفور تسكين مىكند ترطيب و تقطيع ماده لزجه و ازين قبيلست عطشى كه بعد طعام با وجود شرب آب وافى وقت اشتغال طبيعت بهضم پديد مىآيد على الخصوص در ايّام تابستان و بعد نوم آن عطش زائل مىشود و تشرب آب در عطش كاذب سخت مضرّست