تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
حمى دقيه چون افطيقس لازم گردد و بنا بر ضعف دل و قلت حرارت ضعف نبض و تفاوت آن بمنصهء ظهور رسد و شارح حدود الامراض نوشته كه بسبب رتق و انضمام فم رحم عورات را اين مرض لاحق شود چه هرگاه بسبب انضمام فم رحم خون طمشى برون نيايد لختى از ان بنا بر مشاركت و مجاورت بكليتين گرايد و احداث ورم كند و پس از زمانى بصلابت انجامد و آفات ديگر چون اختلاط عقل و ظلمت بصر و امثال آن از ان متكون شود و حدوث علت مسطوره بىانضمام فم رحم در حين تورم كليه هم متحقق‌الوجودست

الصّرة التاسعة فى امراض الثدى

قلة اللبن

كمى شيرست و آن از كمى خون يا كثرت خون يا فساد خون صورت‌پذير مىشود و قلت خون از برآمدن بفصد يا به حيض يا بنفاس و جز آن و قلت غذا و تناول اطعمهء مفرط البرد و اليبس و اعراض طبيعت از توليد خون بسبب اعراض نفسانيه يا بدنيه و عروض سوء مزاج مىباشد و كثرت خون در بدن ظاهر بود و بسبب بسيارى آن طبيعت قادر بر هضم و انتزاع شير از ان نباشد و فساد خون گاهى از استيلاى سوء مزاج ساذج بود و گاهى از اختلاط خلطى از اخلاط ثلاثه علامت سبب قلت خون نحافت بدن و بىرونقى بشره بود و تقدم وجود سبب بر نوعيت دلالت كند و علامت كثرت خون پوشيده نبود و علامت فساد خون آنچه از سوء مزاج باشد از آثار نوعيت سوء مزاج مخفى نماند و آنچه از آميزش اخلاط ثلاثه باشد رقت و صفرت شير و حرقت و تيزى طعم و بوى آن علامت صفراويت و شدت بياض لون و مائيت قوام و حموضت طعم و بوى شير اگر برودت بر بلغم مستولى بود و ملوحت طعم شير اگر حرارت بر بلغم باشد علامت بلغميت و غلظ قوام بشدت و قلت مقدار بغايت و بياض لون ضارب بكدورت نشان سوداويت هويدا باشد

كثرة اللبن

بسيارى شيرست و حدوث اين علت از ضد اسباب متذكره در قلة اللبن دست دهد و مضرت آن ضعف بدن از جهت درور مفرط و احتباس شير در پستان و فساد و حموضت آن در ان و فوت حرارت غريزى پستان بسبب وفور آمدن خون در پستان و آماس پستان مىباشد

جمود اللبن فى الثدى

بستن شير در پستان‌ست و اين را سه سبب بود يكى مزاج مفرط الحرارت كه ترى شير را خشك كند خواه اين مزاج در همگى تن افتد خواه در پستان فقط دوم مزاج مفرط البرودت كه در بدن يا در ثديين حادث شود و شير را افسرده كند سوم آنكه طفل ضعيف باشد يا بعارضهء ديگر شير نتواند مكيد و بواسطهء دير ماندن قوام شير غليظ و كثيف شود و اين نوع بتجبن اللبن نيز اشتهار دارد و علامت تجبن اللبن ظاهر باشد