تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
در جانب ديگر و امكان بعض حركات آن عضو مع التعذر بر ان دلالت كند

اما وهن و وهى

كلاهما بفتح واو و سكون‌ها مترادف‌اند و وى درد و كوفتگى بود كه به استخوان و هم بانچه محيط ويست از گوشت و رباط و جلد و جز آن لاحق شود و آن را استخفاف دست دهد بىآنكه استخوان از جاى خود بلغزد و درد و كوفتگى عضو مؤف با وجود امكان جمع حركات به همه جانب متيسر بعض و تعسر بعض ديگر علامت آن باشد

تعلق العلق فى الحلق

تعلق بفوقانى و عين مهمله و لام مشدده و قاف بمعنى تشبث‌ست و علق بفتحتين تازى ديوچه را گويند و وقوع اين علت چنانست كه بسا آبهاست كه در ان زلوهاى خرد مىباشند و چون انسان بغلضت ؟ ؟ ؟ از ان آب بخورد زلو در ظاهر گلو يا به باطن آن بياويزد پس اگر آويزش زلو به ظاهر حلق چون كام و زبان و لهات و دهان باشد بحس بصر درآيد و اگر به داخل گلو رود اكثر بمرى مىآويزد و باشد كه بر سبيل ندرت بقصبهء ريه دررود پس آنچه به داخل گلو آويزد اگر بمرى آويخته بود علامتش آنست كه مبتلاى علت مذكورهء مغموم و با كرب و تململ باشد و باشد كه خون رقيق بلا وجود سبب ديگر در نفث برآيد و هرگاه زلو در مرى زمان طويل بماند از آنكه بنا بر لحميت مرى غذاى متوفر به دو رسد على مرور زمان كثير الحجم گردد و عليل مضرت آن دريابد و كرب و تململ زياده شود و باشد كه از سميت حيوان مسطوره غشى و حمى لاحق شود و اگر زلو بقصبهء ريه دررود علامتش آنست كه عليل را سعال يكدم فرصت ندهد تا هنگامى كه انقلاع زلو بمنصهء ظهور رسد و گاه باشد كه زلو از حلق صعود نموده از راه حنك به بيخ بينى درآيد و علامتش آنست كه ثقل مقدم دماغ و انسداد مجرى دست دهد

بلع الابرة « 1 » و الشوك

و غيرهما چون اشياى مذكوره بسببى از اسباب فروبرده شوند و در حلق متشبث گردند على حسب مراتب التشبث باحداث نخس و خله و نفث الدم انجامند

صندوق ششم در بثور و دماميل و غيره امراض جلديه

-

حنطيه و عدسيه

حنطيه بكسر حاى مهمله و سكون نون و كسر طاى مهمله و فتح تحتانى مشدده و هاى موقوفه و عدسيه بفتحتين عين مهمله و دال مهمله و سين مهملهء مكسوره و تحتانى مفتوحهء مشدده و هاى موقوفه قسميست از بثور كه بر پيشانى ظهور نمايد پس اگر مادهء آن ميل بدمويت داشته باشد همچو دانهء گندم دراز و سرخ‌رنگ مىباشد حنطيه گويند و اگر ماده‌اش مائل بصفراويت بود پهن و زردرنگ مانا بدانهء عدس باشد عدسيه نام دارد و گروهى از اطبا جنسى از طاعون را عدسيه نام نهاده‌اند و مهلك گفته‌اند

بثور لبنيه

بثور سفيد بود كه مانا بنقاط شير در جبهه و جنبه و انف احداث نمايد و عند العصر چيزى شبيه بروغن منجمد از انها برآيد و مادهء اين علت صديدى باشد
هامش
( 1 ) ؟ ؟ ؟ در استخوان لحم و تخم لبنه و مانند آن هم در گلو تشبث كند