تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
موضع متقرحه نرم و مترهل بود و علامتش وجود سبب و سريع الانفجار بودن‌ست هفتم آنكه در قرحه رگ عظيم باشد كه پيوسته آن را تر دارد و اين از مهارت طبيب بعلم ؟ ؟ ؟ بوضوح انجامد هشتم آنكه ادويهء مستعمله بمزاج قرحه موافق نيفتد و علامتش عدم اندمال قرحه با وصف فقدان اسباب ديگر بود نهم آنكه بنا بر امتلاى بدن همواره ماده بر قرحه رسد و امتلاى بدن و كثرت رطوبت در قرحه بر ان دال باشد

خلع و كسر و وثى و وهن و وهى خلع

بفتح خاى معجمه و سكون لام و عين مهمله در اصطلاح اطبا بمعنى خروج تام استخوان از موضع خودست يعنى زيادتى استخوان از مغاك خود كه در ان با ديگر استخوان مركب‌ست و ميان هر دو استخوان اتصال مفصل بدان باشد بتمامه برآيد و علامت آن تغير شكل عضو و ظهور مغاك فاحش در مفصل منخلع و بطلان حركت بندگاه مىباشد و از آثار عضو مخلوعه است كه چون بعضو جانب ديگر كه مشابه وى باشد قياس كنند در طول و قعر و استقامت و اعوجاج تفاوت بين ظاهر شود مگر آنكه خلع در مفصل عضد و ران باشد در ان تفاوت بين نبود لهذا معرفت آن مشكل‌ست اما خلع كه در فك واقع شود كشاده ماندن دهان و عدم استواى دندان علامت اوست و خلع كه در ترقوه افتد مغاك آن موضع و نارسيدن دست بسر علامت آنست و خلع كه در منكب ظهور نمايد نتو و بلندى مستدير در بغل و اعوجاج سردوش مؤف نسبت به طرف ديگر و نارسيدن مرفق به پهلو و عدم رسيدن دست بسوى بالا و تغير حركات امارات آن باشد و خلع كه در مفصل ورك وقوع يابد اگر بسوى اندرون بود درازى پاى مؤف نسبت بپاى دوم و زانو و بندگاه بن ران خم نگرديدن و پيغولهء ران برآمده و آماسيده نمودن علامت اوست و اگر بسوى بيرون بود كوتهى پاى خوف نسبت بپاى دوم و پيغولهء ران در مغاك رفتن و در برابر او آماسيده نمودن آثار آنست و خلع كه در مهره‌هاى پشت و گردن و در مرفق و بندگاه ساعد و ركبه و شتالنك و اصابع دست و پا بيفتد بحس بصر و لمس دريافت شود -

اما كسر

بفتح قاف و سكون سين مهمله و راى مهمله در اصطلاح اطبا شكستن استخوان ما دون قحف‌ست پس اگر تفرق اتصال در اجزاى استخوان بيشتر واقع شود ؟ ؟ ؟ بجاى بصر دريافت شود و اگر تفرق اتصال كمتر بود و اجزاى استخوان از يك‌ديگر اندك‌تر جدا شده باشند نشان وى آنست كه چون دست بر آنجا بمالند ارتفاع و انخفاض بلمس محسوس گردد

اما وثى

بواو مفتوحه و مثلثه و تحتانى عبارت از انزعاج استخوان و زوال وى از موضع خود بدون انخلاعست و ظهور تقعرى اندك حسب خروج مفصل در يك جانب و نتو