تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
و ضعف فم معده نيز اعانت آن سازد و علامت حمى نهارى آنست كه نوائب آن مقرر بروز مىگيرد و به شب مىگذارد و علامت حمى ليلى آنست كه نوائب آن مقرر به شب مىگيرد و در روز رها كند و علامت تپ جدرى و حصبه درد پشت و تاسه و خاريدن بينى و سيلان اشك و سرخى چشمها و صداع و گرانى سر و بدن و ترسيدن و جستن بيمار در خواب و بانزعاج بيدار شدن و هنگام بر پشت بازگرديدن پاى او لرزيدن و يافتن سوزش و نخس در جلد و باشد كه بعضى را سرفه و درد گلو و ضيق النفس و گرفتگى آواز عارض شود و فرق در تپ جدرى و حصبه آنست كه تپ حصبه گرم‌تر و تاسه‌ناك‌تر از تپ جدرى باشد و درد پشت و روى كمتر بود و قلق و غثيان فراوان و حصبه دفعة بروز يابد و جدرى اگر زود برآيد در سه روز ؟ ؟ ؟ نه تا يك هفته بتمامه برآيد و علامت حمى وبائى آنست كه ظاهر تن سخت گرم نباشد و در باطن حرارتى سوزان بود و قلق و كرب و اضطراب كثير و عظيم باشد و نفس متواتر و عظيم گردد و بعضى را نفس ضيق و عفن شود و در عرق بدبوئى پديد آيد و نبض صغير و متواتر و بول رقيق و بدرنگ باشد و گاه بود كه بول سياه شود و اسهال زبدى و غثيان و سقوط اشتها و خشكى زبان و عطش فراوان ظهور يابد و در فواد و فم معده درد حادث شود و سقوط قوت و غشى و اختلاط عقل بظهور انجامد و باشد كه ليثرغس و كزاز و تشنج پديد آيد

صندوق پنجم در جراحات و قروح و ضربه و سقطه و غير آن

-

جراحات

جراحت در لغت تفرق اتصال لحمى را گويند كه متقيح نشده باشد و اقسام آن چند است جراحت صغير بسيط مستوى الشفاه جراحت كبير غائر جراحت منفصل المضغه جراحت مركب جراحت الراس جراحت البطن جراحت العصب جراحت العرق - جراحت صغير بسيط مستوى الشفاء آنكه خرد بود و از عوارض ديگر چون درد مفرط و انصباب مواد و سوء مزاج و سوء تركيب خالى باشد و چون فراهم آرند لبهاش نيك بهم پيوندد و فصل نماند و جراحت كبير غائر آنكه عظيم و عميق باشد كه اگر لبهاش فراهم آرند اگرچه بهم چسبد اما در قعر آن كاواكى بماند و جراحت منفصل المضغه آنكه غائر بود و پارچهء گوشت از آن ساقط شده باشد و اجزاى او بهم نه‌پيوندد و در ميان فضائى داشته باشد كه رطوبت صديديه و چرك درو جمع خواهد شد و جراحت مركب آنكه مرضى يا عرضى مثل سوء مزاج بدن يا امتلاى بدن يا ورم يا درد شديد با وى يار بود يا كسر عظم يا قطع عرقى يا عصبى يا فساد گوشت بوقوع آمده باشد و جراحت الراس آنكه زخم بسر رسد و زخمى كه از ان استخوان سر نيز شكسته شود آن را شجه گويند و جراحت البطن