تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
همچو غب غير خالص ظاهر شود و علامت « 1 » حمى ؟ ؟ ؟ شرحة همچو علامت مواظبه باشد الا درين تپ نبض صغير و لين و بول در اكثر احوال كم‌رنگ باشد و گاه بود كه بسبب عفونت بعد اوائل سرخى مائل گردد و تشنگى كم باشد و نافض نبود و عرق بيارد الا بوقت مفارقت و اين تپ شبيه بدق باشد و فرق ميان اين و دق آنست كه درين تپ بمرور ايام تن لاغر و ضعيف نمىشود و سحنه بسلامت بود و بعد غذا گرمى بيشتر محسوس شود و برافروختگى چهره نگردد بخلاف دق و در شبانه‌روز شش ساعت فاتر گردد و باز اشتداد كند و علامت حمى انقيالوس آنست كه باطن تن سرد و ظاهر گرم باشد و سبب اين تپ بلغم زجاجىست كه كثير المقدار در باطن جمع شده عفن گردد و ابخره گرم ازو به ظاهر تن انتشار يابد و علامت حمى يعفور ؟ ؟ ؟ يا بالعكس و درين تپ بول خام و نبض بطى و متفاوت باشد و اگر ليفوريا ؟ ؟ ؟ از مادهء صفرا باشد تپ لازم بود و برد در غب اشتداد كند و علامت شطر الغب ممتزج از علامات صفرا و بلغم باشد گاهى علامت صفرا غالب بود و گاهى علامت بلغم و درين تپ اعتماد بر علامات و اعراض « 2 » بايد كرد كه در روز نوبت صفرا نبض سريع و قلق و اضطراب و تشنگى و تلخى دهان و قلت نافض و برد و در روز نوبت بلغم سرما و نافض شديد و حرارت و تشنگى كمتر و باقى علامت بلغم ظاهر باشد و علامت حمى ربع لازم آنست كه تپ دائم بماند و دو روز در ميان فترت داده باز اشتداد كند و با وى لرزه و نافض نباشد و علامت حمى ربع دائر آنست كه دو روز بگذارد و روز سوم كه روز نوبت‌ست باز نوبت كند بنا برآن در هندى تجارى گويند و نوائب اين تپ اكثر به اول شب اخذ كند و بر طرف شدن نوبتهاى آن به عرق بود كمتر از عرق غب و نبض مختلف و صلب و بول غليظ خام و سپيد سبزفام باشد و در انتها بسياهى گرايد و علامت حمى غشى آنست كه بيمار در هر نوبت بيهوش و بىطاقت باشد و رنگ روى آن بر يك حال نبود گاهى رصاصى و گاهى زرد و گاهى مائل بكبودى و سياهى و گاهى بسفيدى و گاهى بسبزى گرايد و گاه باشد كه رنگ شفتين آن برنگ لبهاى كسى ماند كه شاه‌توت خورده باشد و لون چشمهاى وى مائل بسبزى و كبودى بود و بوقت هيجان علت چشم تيره گردد و بسيار باشد كه تهبج در چشم و روى پديد آيد و دورهاى اين تپ همچو دورهاى مواظبه بود و شيخ در قانون آورده كه ممكن باشد كه اين تپ از صفراى غالب غليظ افتد و آن هنگام از سوزش احشا و قى صفراوى و تلخى دهن خالى نباشد و ليكن اين نادر افتد و سبب اين تپ عند الماهرين در بيشتر اوقات كثرت و انتشار بلغم خام تخمى بود كه بر طبيعت قهر كند
هامش
( 1 ) در علامت ؟ التجارب گفته كه در شطر ؟ ؟ ؟ درازتر و آهسته‌تر بود و آن نوبت بلغمى ( 2 ) ؟ ؟ ؟ گرم و آشفته‌تر و آن نوبت صفراوى باشد و بسيار بود كه در نوبت دو سه بار ؟ ؟ ؟ آيد جهت اختلاف تعفن مادتين و بازكوشيدن با يك‌ديگر
خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 166 | شمس الدين احمد