تا مقدار خربوزه و در گوشت چسبيده نبود و زير پوست بهر جانبى كه بگردانند همى گردد و بدست توان گرفت و او را كيسه باشد مشتمل بر جميع آن و همرنگ بدن بود و بحسب لون و قوام مادهء وى چهار صنف گفتهاند شحميه و عسليه و اردهاليه و شيرازيه اما شحميه صعبترين انواعست و عند الغمز فرو نشود و اندك درد كند و عسليه عند الغمز فرو مىشود و پس از ان بسرعت بازگردد كه ماده او از سائر اصناف رقيقتر باشد و اردهاليه مائل بسياهى بود و شيرازيه مائل بسپيدى و هر دو نيز لينت دارد و هر سه قسم مذكور قليل الحس بود اما غده ورمى بود صلب به مقدار فندقى يا جوزى و بر پيشانى اكثر پديد آيد و مادهاش غليظ بلغمى يا سوداوى باشد و بيشتر بلغمى بود و فرق ميان سلعه و غده آنست كه غده سخت باشد و غلاف ندارد و ازدياد نپذيرد و آنجا كه ماده ديگر بران ريزد غده ديگر در جنب او پيدا شود بخلاف سلعه كه هيچ نوع از نرمى خالى نباشد و زيادتى مىپذيرد
داخس
بفتح دال مهمله الف و كسر خاى معجمه و سكون سين مهمله به فارسى كروسه گويند و وى ورم حارست كه در بيخ ناخن و اكثر در اصبع از اصابع يدين حادث شود و با ضربان شديد و درد قوى باشد و در حين شمول آن بر همگى بيخ ناخن بسقوط ناخن و پوست انمله مىانجامد و هنگام اشتداد وجع باحداث حمى يومى وجعى مىپردازد و مادهء اين علت خون فاسد و غليظ بود و داخس ماخوذ از دخس بفتحتينست كه در لغت بمعنى آماسيدن سم ستور آمده
عرق مدنى
كه به فارسى رشته گويند و وى آنست كه نخستين بثره ظاهر شود و پس منتفخ شده آبله زند و سوراخ كند و از ميانش چيزى شبيه برگ باريك برون آيد و رنگ آن سرخ مائل بسياهى بود و پيوسته به طول گرايد و هرگاه تمامتر برآيد به قدر يك بالشت يا بيشتر بود و بسا باشد كه زير پوست مانند كرم حركت كند و در كيفيت حدوث آن جمهور اطبا گويند كه مادهاش فضول رديه باشد كه از خون گرم سوداوى يا بلغم سوخته بهم رسد و در جوف رگها و گوشت بحرارت مفرط بريان و خشك شده منعقد گردد و طبيعت آن را بطريق دفع فضول مندفع سازد لهذا به صورت رگ بوده علت مذكور بيشتر در زير ناف و فخذين و ساقين و قدمين و عضدين و پشت يدين ظهور نمايد و در ديهات حارهء يابسه مردمان و نسوان مزارعين و اهل صناعت و حرفه را اكثر حادث شود خصوصا كسانى را كه آب بارانى تالاب و غدير بنوشند و قرشى گفته كه اين علت حيوانيست كه بآئين سائر اصناف ديدان در بدن متولد گردد
جمره
و نار فارسى
جمره بجيم و ميم و راى مهمله و هاى موقوفه حبات بود سرپهن متفرق يا مجتمع بغايت سرخ كه بر ظاهر تن ظهور نمايد و مادهء آن صفراى غليظ شديد الحدت قوى الرداءت مختلط با خون حاد مىباشد ؟ ؟ ؟ در عمق گوشت سرايت كند و درد آن چنان