تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
شوند و متعدد بوند كه همگى آن را يك كيس باشد و هر واحد را كيس علىحده هم بود و مادهء اين علت رطوبت غليظه باشد و مرد و عورت كوته‌گردن را اكثر عارض شود و عسر البرءست و صاحب طب اكبر نوشته كه نوعى از خنازيرست كه در جلد منبسط باشد و بسيار بلند نبود و از خباثت ماده زود متقرح گردد و هرگاه متقرح شود چنان نمايد كه گويا انجير خام شكافته و نوعى از انست كه ماده‌اش مانند مادهء سرطان او

اكله

بفتح الف و سكون كاف و لام مفتوحه و هاى موقوفه به فارسى خوره گويند و آن علتيست به صورت قرحه و بس غائر و پرخباثت و در هر عضو كه افتد بتاكل و تعفن و افساد آن پردازد و علامتش آنست كه نخستين ورم يا بثرهء خبيثه يا قرحه پديد آيد و به زودى فراختر گردد و گوشت حوالى خود را بخورد و اطبا گفته‌اند كه در يك شب مقدار فلوس خيار شنبر تاكل نمايد و صعبترين بيماريهاست

بطم

بضم باى موحده و سكون طاى مهمله و ميم در عرف اطبا تشبيها بحبة الخضراء كبير بثرهء سياه بود كه بر ساق پديد آيد و مادهء وى سوداى محترقه باشد كه از عامه بدن بساق گرايد بنا بر آن متقرح شود و صديد سياه از ان بپالايد و عسر البرء گفته‌اند

نمله

بفتح نون و سكون ميم و لام مفتوحه و هاى موقوفه بثوريست كه اگر مادهء موجبهء آن صفراى ردى مختلط با خون محترق بود نملهء ساعيهء اكاله پيدا شود و آن را متاكله خوانند و اگر صفراى صرف رقيق باشد نملهء ساعيه كه اكال نباشد پديد آيد و او را نملهء ساذج ساعى گويند و اگر صفراى غليظ مختلط با قدرى بلغم بود بثور خرد كاورس مانند ظاهر شود و او را جاورسيه نام نهند و علت مذكوره گاهى يك ثبره بود و گاهى شبرات صغيره باهم پيوسته و سوزش و حرقت شديده و حكه و سعى و تجاوز از مكان خود لازمهء اوست اما آنچه ساذج بود شدت حرقت و صفرت لون نشان آنست و آنچه متاكله باشد حمرت لون و سرعت تقرح آثار ويست و آنچه كاورس‌مانند بود و جاورسيه نام دارد سر آن سپيد و بيخ آن سرخ بود و در بدن متفرق برآيد و باشد كه با ورم و لذع شديد يار بود و زرداب ازو بپالايد

آبله فرنك

كه در كشور هند بباد فرنك و آتشك مشهورست و اين مرض اكثر به اشخاص عياش و فواحش عارض شود و از جملهء امراض ارث دانند و از مرد به عورت و از عورت بمرد لاحق گردد و چونكه بيشتر بثور خبيثه حوالى اعضاى تناسل پديد آيد و انواع باشد به آبلهء فرنگ اشتهار يافته و مرض مسطوره به چند نوع مىباشد كسانى را بثورات يا قروح كوچك حوالى اعضاى تناسل يعنى مرد را در بيخ قضيب و خصيه و عورت را بر دهان فرج ظاهر شود و كسانى را بثور يا ريش ؟ ؟ ؟ خرد نواحى پوست جلد حلقهء حشفه كه در هندى گعونگ اندرى گويند بروز نمايد و باشد كه بر حشفه نيز حدوث يابد و نسوان را اندرون فرج متبثر شود و بعضى را به صورت ؟ ؟ ؟