بمنصهء ظهور رسد و بعضى را بكثرت و تراكم مادهء موجبه بثورات بر لب و دهان و بثره نيز آشكار شود و بعضى را آبله چكان يا داغ سياه بر همگى بدن ظهور نمايد و حين ازمان اين مرض وجع مفاصل و تعقد مفاصل كه بهندى گمهيه ؟ ؟ ؟
گويند تكوين يابد و قروح اين علت تارة خشك بود و اخرى تر و بهندى ثانچى نامند و بثورات بعضى خرد چون دانهء باجرا و بعضى مانند دانه عدس و بعضى پهناور به قدر دال نخود و بعضى افزون از ان مىباشند و لون بثور و ديگر امارات حسب نوعيت خلط هويدا بود مثلا اگر استيلاى خون بود بثور مائل بسرخى و ظهور علامات غلبهء خون در بدن عليل عيان باشد و اگر غلبه صفرا بود بثور مائل بزردى و با سوزش و ديگر آثار صفرا پديد باشد و بيشتر درين نوع از بثور زردآب بيالايد و اگر بلغم عفن غالب بود بثور مائل بسفيدى و ديگر نشان استيلاى بلغم شاهد آن باشد و اگر غلبهء سودا بود بثور مائل بسياهى و قروح يابس و ديگر امارات سوء گواه بود و اگر اخلاط مركب بود آثار مركب هويدا باشد و هر نحوى كه باشد اين مرض ديرپايست و دشوار به شود و صاحب مجمع البحرين نگاشته كه آتشك پنج قسم مىباشد بثورى قروحى دماميلى كنى ؟ ؟ ؟ اكله و قسم پنجم از حدت صفرا حدوث يابد يا از مرهء سودا
دبيله و خراج
دبيله بدال مهمله و موحده و تحتانى و دوم و هاى موقوفه و خراج بضم خاى معجمه و فتح راى مهمله و الف و جيم على ما قال القرشى و النفيس عبارت از ورم كبيرست كه بسوى داخل موضعى باشد كه مادهء از مواد در ان موضع منصب شده سكونت ورزيده مستحيل بمده گردد و اگر بىحرارت بود دبيله و اگر با حرارت باشد خراج گويند و بعضى گفتهاند كه دبيله عبارت از دمل كبير ذى افواه كثيره است كه به فارسى كفكيرك گويند و بعضى ديگر برانند كه هر ورم كه ذو كيستين كه در يكى از آنها صديد فاسد و در ديگرى اجسام غريبه مانند ناخن و مانا بزرنيخ لونا و رائحة و اشباه ذلك باشد دبيله نامند چه دوبيله بتازى دوكيسه را گويند و نوعى از انست كه بس غائره بعيد از جلد باشد و مادهء وى در عمق بدن مجتمع گردد و بنا بر غلظت ماده و عصيان آن اثر نضج در وى ظاهر نشود و از جهت رداءت ماده درون سو انفجار يابد و بدبيلهء منلوسه اشتهار دارد و بالجلمه دبيلهء ظاهر بدن همان باشد كه در هندى گهبيه خوانند و علت مسطوره عيسر البرءست و هرگاه در عضوى از اعضاى بدن حادث شود دشوار سر كند و عند الانفجار صديد مفرط ازو سيلان نمايد و اجسام غريبه هم برآيد و پس از سيلان صديده مواد چون بمعالجه نيك تنظيف يافتهاند حال پذيرد عضو منوف را بيشتر بىحس و حيثيت گرداند و آنچه در اطراف افتد پس از به شدن ضمور و هزال و اعوجاج در اكثر پديد آرد و آنچه بر ظاهر جسم قريبتر ؟ ؟ ؟