يابد حمى سونوخس خوانند و حمى عفنى يا بسيطست كه پيدا شود از عفونت خلط واحد و يا مركب كه پديد آيد از عفونت دو خلط يا بيشتر و بسائط آن مطابق عدد اخلاط چهارست اول آنكه از تعفن خون حادث شود و عفونت آن خواه خارج عروق باشد و خواه داخل عروق آن را مطبقه نامند و تپ مذكور سه صنف باشد يكى متزايد يعنى هر ساعت قوت و حدت و حرارت در اين زياده محسوس گردد و عفونت در ان زياده بر تحليل باشد و اين بدترين اقسامست دوم تناقص يعنى تحليل در ان زياده از تعفن باشد و اين بهترين اصنافست و منحطه نيز نامند سوم متشابه يعنى تعفن و تحلل هر دو در ان مساوى باشد و اين را متساويه و متواقفه و متوسطه نيز گويند و اين تپ لازم مىباشد ثانى آنكه بتعفن صفرا عارض شود و آن يا داخل عروق باشد و آن را غب لازم گويند و يا خارج عروق و آن را غب دائر نامند و مادهء غب لازم اگر قريب بدل يا جگر باشد آن را محرقه خوانند و به زبان يونانى قادسوس بقاف و دال و سين مهملتين و واو و سين مهملهء ثانى گويند و در حين شديد الاعراض بودن حاد نامند و محرقهء بلغمى هم گفتهاند و بهر صورت اگر مادهء غب صفراى رقيق و صرف باشد آن را غب خالص گويند و به زبان يونانى طريطاوس نامند و اگر ممتزج با بلغم بر سبيل اتحاد بود غب غير خالص نامند و قسمىست از تپ صفراوى تيز و گرم كه آن را حمى صالب نامند ثالث آنكه از تعفن بلغم عارض شود و آن نيز يا داخل عروق بود و آن را لثقه گويند و يا خارج عروق و آن را مواظبه و نائبه خوانند و قسمىست از تپ بلغمى كه آن را بيونانى اختيالوس ؟ ؟ ؟ « 1 » نامند و قسمى ديگرست از ان كه او را ليفوربا « 2 » گويند و ليفورباى صفراوى نيز گفتهاند رابع آنكه از تعفن سودا حادث شود و آن يا داخل عروقست و آن را ربع لازم گويند و يا خارج عروق و آن را ربع دائر نامند اما رابع لازم نادرالوقوعست و حكيم على گيلانى در شرح قانون نوشته كه در ربع اگر عفونت سودا داخل عروق هم فرض كنيم همان روز نوبت خود اشتداد خواهد نمود و امام اوحد بقراط حمى سوداوى را خمس و سدس و سبع و تسع نيز گفته و اطباى متاخرين نوبت حمى سوداوى بروز دهم و چهاردهم و هيزدهم و بست و يكم و بست و پنجم نيز مشاهده كردهاند اما جالينوس ازينها استعجاب مىنمايد و بعضى ماهرين گفته كه تپ دائر سوداوى در بعضى بلاد به صورت عدم يافتن تدبير صائب تا دوازده سال مىماند پس بحران اين بدورهء مشترى واقع شود و بعضى بدورهء زحل گفتهاند و به صورت يافتن تدبير اصوب و اصلح يك سال كه دوره شمسست مىماند و هرچند ماده كمتر گردد فترت در ايام نوبت بيشتر شود - و بعضى از حميات خلطيه باعتبار آثار خاصه خود يا باسم خاص موسوم گشتهاند كه در بالا ذكر نيافته چون حمى ورمى كه بر تبع آماس ؟ ؟ ؟ باطنى ؟ ؟ ؟
هامش
( 1 ) اختيالوس ؟ بفتح ؟ ؟ ؟ و سكون نون و ؟ ؟ ؟ قاف و فتح ياى ؟ ؟ ؟ و الف و ضم لام و سكون واو و سين مهمله
( 2 ) ليفوريا ؟ ؟ ؟ لام و سكون تحتانى و ضم ؟ فا و واو ؟ ؟ ؟ يا و الف در آخر