بدن و ديگر امارات بلغم نشان ويست و آنچه از مادهء سودا تكوين پذيرد قلت درد و تمدد و صلابت ؟ ؟ ؟ درد و كمودت رنگ موضع و كثرت ميل طعام و كمتر سودمند شدن علاج و انتفاع از ادويهء حارهء رطبه و سائر علامات سودا آثار آن باشد و آنچه از مادهء ريحى پديد آيد تمدد شديد و انتقال درد از موضع بموضع علامت اوست و آنچه از تركيب دو خلط پيدا شود و اين از تركيب بلغم با صفرا اكثر باشد علامتش تركيب علامات هر دو خلط و اعراض هريك بحسب قلت و كثرت آنها پديد آمدن و اختلافات انتفاعات ادويهء حاره و بارده مىباشد اما وجع الورك مادهاش در مفصل بود و مفصل ورك غائر و عميقست پس علامات ورم آن نيك ظاهر نمىگردد مگر آنجا كه از كثرت ماده امتلاى شديد در فصل پديد آيد رنگ موضع بر ؟ ؟ ؟ نوعيت خلط نيز گواهى دهد و سبب خاص وجع الورك بر چيزهاى صلب نشستن و ازمان سوارى اتفاق افتادن مىباشد
اما عرق النسا
اكثر از متصل بندگاه ورك از جانب وحشى برخاسته بسوى زانو فرود آيد و باشد كه از جانب انسى نازل شود و نسا بفتح نون و سين مهمله و الف مقصوره نام رگيست و عادت اطبا بر ان رفته كه وجع النساء را به عرق النسا خوانند و تقدير كلام چنانست كه وجع العرق الذى هو النسا و گاه باشد كه وجع عرق النسا پاى را لاغر گرداند و عرج عارض شود و از اوجاع مفاصل اين مرض و نقرس در معرض نكس ؟ ؟ ؟ و عود زياده بود اما نقرس بكسر نون و سكون قاف و كسر راى مهمله و سكون سين مهمله درديست كه در مفاصل قدمين ظاهر شود كذا فى الاعجاز المسيحى و ابن هبل گفته كه مفصل نر انگشت پا را نقوروس گويند و نام اين مرض تسمية للحال باسم المحل از همين لفظ ماخوذست كذا فى المختار و شرح حدود الامراض و الطب الاكبر و اين بيشتر از انگشتان پاى خاصه از نرانگشت ابتدا كند و گاه باشد كه از اسفل قدم يا از پهلوهاى وى برخيزد و همگى اجزاى قدم را درگيرد و گاهى بساق و ركبه صعود كند و بتورم زانو پردازد و باشد كه تا بدان رسد و بعضى دردى را كه در بند دست و انگشتان او بهم رسد نيز نقرس گويند و بالجمله درد نقرس شديد و صعب مىباشد خاصه آنچه در ابهام افتد زيرا كه ماده كه در بند ابهام درآيد تمدد شديد مىآرد و بسبب كثرت اعصاب احساس او قويست و بواسطهء صلابت ابهام مادهء منصبه به آسانى نگذرد و بتحليل نمىرود پس بالضروره اگرچه سبب اندك بود اذيت او بيشتر باشد و نقرس را از جمله امراض ارثى شمردهاند
دوالى
بضم دال مهمله و واو مفتوحه و الف و لام مكسوره و تحتانى ساكن مرضيست كه رگهاى ساق بزرگ و سطبر و گرهگره ؟ ؟ ؟