تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
عارض شود و حدوث اين علت از نزول خون سوداوى يا خون غليظ بلغمى يا بلغم لزج يا خون صرف بسوى عروق ساق مىباشد و بنا بر تراكم و كثافت مادهء دموى در ما دون بلغمى رگهاى مسطوره اخضر اللون به نظر آيند و گاه باشد كه پس از امراض حاده بر سبيل انتقال ماده بتحريك بحرانى اين مرض صورت بندد و هر نحوى كه بود دير پا باشد و از آنكه شكل عروق مؤفه بدوال مىماند بدين اسم موسوم شده -

داء الفيل

و اين مرض على ما قال القرشى آنست كه ساق و قدم از غايت عظم و نهايت غلظت بپاى پيل ماند و بعضى اطبا مخصوص بزيادتى قدم داشته‌اند و بالجمله مادهء اين مرض هم در عروق و هم ما بين عضلات و اغشيهء ساق و كف پا مىباشد و دو گونه بود يكى آنكه از انصباب خون سوداوى محترق يا غليظ برپاى باشد و علامتش صلابت ورم و حرارت ملمس و رنگ موضع در ابتدا سرخ و در آخر بكبودى و سبزى زدن و احيانا شقاق خفيف پديد آمدن و گاهى بر سبيل ندرت متقرح گرديدن مىباشد و از خاصهء ويست كه عند الاستحكام حس پاى را باطل كند دوم آنكه از گرد آمدن خلط غليظ بلغمى بر پاى پديد آيد و علامتش نرمى ورم و برودت ملمس و عدم حمرت و غلظت ساق و قدم و فقدان تقرح بود و تسميهء اين مرض بنا بر تشابه پاى عليل بپاى فيل‌ست

وجع العقب

يعنى درد پاشنه و اين از رسيدن زخم يا آسيبى از ضربه و سقطه بر پاشنه و يا از ضغط و فشار در گرديدن پاشنه از موزهء تنگ و يا از ريختن مادهء حار يا بارد سيّال برو مىباشد و آنچه از انصباب مواد بود اين نوع را نزول الماء فى العقب هم گويند

وجع كف الرجل

يعنى درد كف پاى و اين اكثر از استيلاى خون بود و علامتش آنست كه كف پاى درد كند و پاى بر زمين نهادن متعسر بود

صندوق سوم در بيماريهاى صعب ظاهر بدن و اورام شديده

ماشرا

بميم و الف و شين معجمهء مكسوره و راى مهمله و الف در لغت سريانى اسم آماس‌ست مركب از خون و صفرا كه در موضعى از مواضع بدن عموما حادث شود و گاهى بر فلغمونى چهره و سر و گاهى بر فلغمونى جوهر دماغ و شرائين و روى و سر اطلاق كنند كما صرح به صاحب الكامل و شيخ الرئيس بر ورم صفراوى صرف كه در جگر حادث شود نيز اطلاق كرده ليكن بعرف اطبا و عليه اكثر المتاخرين عبارت از ورم است كه از خون حاد مركب با صفرا در روى افتد كما قال المحققون سبب الماشرا سخونة الدم و غليانه فى العرق الاجوف الموضوع على الصلب فيرتقى الى الوجه بطريق الشعب التى تدخل اليه و اين ورم اكثر در اجزاى خارجيهء سر و در جبهه و انف و حوالى عيون حدوث يابد
خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 152 | شمس الدين احمد