بردارد و پس از خشك شدن بلون آن نظر كنند استدلال توان كرد و نيز غلبهء هر خلط ؟ ؟ ؟ باشد و ؟ ؟ ؟
اين مرض مسقطة الشهوة و متغيرة اللون و متهبجة الوجه و العين مىباشد اما منى سپيدرنگ و غليظ القوام و بىعفونت بخلاف رطوبت فضليه بود
نفخة الرحم
صاحب مختار ابن هبل نوشته كه اين مرضيست كه يا از اجتماع آب در رحم و بستگى حيض عورت را حالتى شبيه باستسقاى زقى پديد آيد و گاهى رطوبت مائى قليل قليل از رحم بپالايد و يا رياح در رحم فراهم آيد و مانند استسقاى طبلى حالت روى نمايد و مصنف طب اكبر نگاشته كه سبب اين مرض ضعف قوتهاى رحم از سوء مزاج بارد يا سرماى سرد كه فم رحم را سرد كند يا از دشوار زائيدن مىباشد و از جهت ضعف قوى هر غذا كه بوى مىرسد بواسطهء ضعف حرارت مستحيل برياح شود و رياح مذكور در عمق رحم يا در زواياى او يا فىمابين خلل اجزا و ليفهاى وى محتبس گردد و نفخه آرد و علامتش آنست كه در عانه و اسفل بطن ورم ريحى و نفخ مع الوجع پديد آيد و باشد كه تا اربيتين و فم معده و حجاب وجع متادى گردد و چون دست بر ورم زير ناف زنند آواز طبل دهد و باشد كه وجع منتقل بود و قراقر و ضربان كند و نتو عانه بود
شقاق الرحم
اين مرض از يبوست بيشتر افتد و باشد كه از كثرت جماع پديد آيد و علامت وى لزوم وجع و ازدياد الم هنگام جماع و برآمدن قضيب خونآلود بود خاصه اگر شقاق در عنق رحم باشد و آنچه در عنق بود بلمس و نظر محسوس گردد و آنچه در جوف رحم باشد از داشتن آئينه كلان مقابل فرج پس از انفتاح فم رحم در آئينه منعكس گردد يا قابله نظر تواند كرد اما در آئينه شقاق در هركدام موضع رحم بود عكسپذير شود
حكة الرحم
خارش رحم از خلط حاد صفراوى يا خلط مالح بورقى يا خلط اكال سوداوى حادث شود و باشد كه از حدت منى عارض گردد و استدلال بر نوعيت خلط از برداشتن پنبه در فرج به نهجى كه در سيلان الرحم نوشته شد توان كرد و عدم استفراغ منى زمانى طويل دال بر حدت منى باشد و علامت خارش رحم آنست كه زنان را از جماع سيرى حاصل نشود و هرچند كه جماع كنند شره او زياده گردد
بثور الرحم
اين از خون روى يا از صفراى مختلط به خون پديد آيد و بيشتر در فم رحم افتد و علامت بثور آنست كه به مس انگشت محسوس شود و چون قبل را گشاده فم رحم را ملاحظه كنند به نظر درآيد و باشد كه خارش كند
رتق
بفتح راى مهمله و سكون فوقانى و قاف علتيست نسائى كه ايلاج قضيب در فرج عورت ممكن نباشد و بانغلاق الرحم هم موسومست و سبب آن چيزى زائد بود كه بر فم فرج يا ما بين فرج و رحم يا بر فم رحم ظاهر شود و شئ مذكور يا از قسم عضله باشد يا غشاى صفاقى صلب كه باقتضاض ؟ ؟ ؟