سخنان جماع و رويت نسوان جميله و افراط فكر در مجامعت دست دهد و علامات نوع اول و دوم و سوم در مرض سيلان منى مذكور شده و نشان نوع چهارم تقدم سبب بود
فريسموس
بفا و راى مهمله و تحتانى و سين مهملهء ثانى بيونانى نام لعبتىست مثل انسان صغير قائم الذكر كه اهل روم در عروس به دو لعبت كنند و نزد اطبا مرضيست كه انتشار دائم و تواتر مفرط بقضيب عارض شود و علت مذكوره گاهى بآرزوى جماع باشد و بيشتر بلا شهوت بود كما قال المحققون هو الانعاظ به غير شهوة و باشد كه روز به روز قضيب درين علت در طول و عظم بيفزايد و سبب اين مرض ريح غليظ بود كه در اعضاى جماع به اجتماع گرايد و در مجارى قضيب درآيد و از كثرت غلظ تحليل نيابد و آنجا كه ريح در نفس قضيب بود نعوظ مع الاختلاج باشد و انجا كه ريح در عروق و مجارى بود نعوظ بىاختلاج بود
آماس انثيين و قضيب
گرم باشد و سرد و سوداوى و ريحى اما آنچه گرم بود از خون باشد يا صفرا و از حبس منى به محل جماع نيز عارض شود علامت كلى آن سرخى موضع و درد و گرمى ملبس بود و آثار جزوى او اگر دموى بود عظم ؟ ؟ ؟ ورم و ثقل پيدا باشد و اگر صفراوى بود شدت التهاب گواهى دهد پس اگر ورم در پوست خصيه بود فقط قلت اعراض و بلمس دريافتن نشان اوست و اگر در نفس خصيه باشد شدت اعراض و ظهور تشنگى و تپ آثار ويست و آنچه سرد بود از كثرت بلغم افتد علامت آن سفيدى رنگ ورم و رخاوت ؟ ؟ ؟ اندك مىباشد و آنچه سوداوى بود علامتش صلابت ورم و كمودت عضو و عدم وجع مىباشد و اما ريحى اكثر در كيس خصيه عارض شود و علامت وى انتفاخ عضوست بدون حمرت و ثقل و بلا حرارت و صلابت و از آنكه خفت لازم اينست از سائر اقسام مذكوره متميز باشد
وجع خصيتين و قضيب
اگر از سوء مزاج حار باشد علامت آن حرارت و التهاب بود و اگر از سوء مزاج بارد بود علامتش وجع حذرى باشد و اگر ريحى باشد علامت وى انتقال وجع از جائى به جائى و تمدد بدون ثقل مىباشد و اگر از ضربه يا سقطه يا صدمه حادث شود علامتش تقدم سبب بود و اگر از ورم باشد امارات ورم بتفصيل گفته شد
قروح خصيتين و قضيب
و حوالى آنها ريشهاى اين مواضع بسبب مستور بودن از هوا اكثر ردى و حار مىباشد و زود متعفن مىگردد و شاعى و پهن مىشود و بعضى اوقات بباعث ؟ ؟ ؟ احتياج بقطع انثيين و قضيب افتد پس قروح مذكوره خارج باشد و داخل آنچه خارج باشد ظاهر بود و آنچه داخل ؟ ؟ ؟ باشد اكثر در قضيب افتد و علامتش آنست