جماع كمتر شود و جماع لذت ندهد و قضيب سست باشد پس اگر ضعف از برودت بود هواى سرد و چيزهاى بارد ضرر دهد و گرمى نفع بخشد و اگر از حرارت بود بالعكس باشد و اگر از رطوبت بود ترطيب ضرر دهد و مجففات نفع بخشد و اگر از يبوست بود بالعكس باشد و اگر از ضعف گرده باشد علامت آن در مرض ضعف كليه مذكور شده سوم آنكه از قلت منى باشد و علامتش عسر خروج منى و نزارت لون او بود پس اگر سبب قلت منى خشكى آلات منى باشد غلظت منى و انتفاع بحمام مرطب و دخول در آب و اغذيهء مرطبه نشان اوست و اگر سبب قلت منى برودت آلات منى باشد غلظت و جمود منى و خروج بدشوارى و انتفاع يافتن از گرسنگى و حركات معتدله و ادويه مسخنه و هواى گرم آثار آنست و اگر سبب قلت منى حرارت مفرط آلات منى باشد غلظت و زردى لون منى و سهولت خروج آن و احساس حرارت و سوزش هنگام برآمدن و انتفاع بمبردات و برآمدگى رگهاى قضيب امارات آن بود و اگر حرارت بافراط نبود منى رقيق باشد و اگر سبب قلت منى رطوبت آلات منى بود رقت منى و كثرت آن و سستى قضيب و به مجففات منتفع گشتن و از مرطبات ضرر يافتن و سپيدى و غلظت بول علامت اوست و اگر سبب قلت منى اجتماع برودت و يبوست يا برودت و رطوبت يا حرارت و يبوست در آلات منى باشد علامت هريك مركب هويدا گردد چهارم آنكه تحذير منى بباعث استعمال مخدرات چون افيون و بنگ و پوست خشخاش موجب نقصان باه شود و علامت وى آنست كه منى غليظ و افسرده كثير المقدار برآيد و انزال بدشوارى شود و نعوظ ناقص باشد پنجم آنكه ترك مجامعت زمانى طويل و قلت اهتمام طبيعت بتوليد منى محدث نقصان باه گردد و علامت اين نوع تقدم سبب و احتلام كمتر شدن و از جماع خشنود نگرديدن مىباشد ششم آنكه توهم و تصور چون تمكن احتشام مفعوله در نفس يا تنفر از ان يا خيال عدم قدرت يافتن بر جماع يا آنكه كسى او را سحر كرده و بسته است و غيره امور نفسانيه متكون نقصان باه شود و امارات اين امور ظاهر باشد اما آنچه بسبب استرخاى آلت بود چهار گونه باشد اول آنكه موجب استرخاى آلت ضعف بدن بود و علامت آن مذكور شده دوم آنكه ترك جماع زمان طويل تقلص و ضمور در قضيب آرد و علامتش تقدم سبب بود سوم آنكه قلت توليد نفخ و ريح در اسافل بدن سبب استرخا بود و علامتش سلامتى اعضا و عدم نفخ و با اغذيهء نافخه منتفع شدن و منى بسيار برآمدن و انتشار اندك و ضعيف مىباشد
خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 133
مساهمون: شمس الدين احمد
ص١٣٣