است
بول الدم
و بول دموى يعنى بول خون و بول خونآميز و اين سه نوع بود نخستين آنكه از انفتاح يا انشقاق رگ گرده يا مثانه بسبب رسيدن ضربه يا سقطه بر موضع كليه و مثانه يا تناول طعام حار حريف حادث شود و علامتش آنست كه خون صرف بدون درد و چرك و ريم برآيد پس اگر گشاده شدن دهن رگها سبب باشد اندكاندك آيد و اگر شكافته شدن رگى باعث بود كثير المقدار برآيد و نيز آنچه از گرده بود بسيار آيد و آنچه از مثانه بود اندك كما صرح به صاحب الاعجاز و شارح حدود الامراض گفته كه از انشقاق عروق مثانه خون در بول ظاهر شود نه كه دم صرف از ممر بول برآيد و گاه باشد كه خون انفتاح و انشقاق رگ گرده بادوار معين همچو خون بواسير آيد و قبل از آمدن گرانى و درد قطن عارض شود و پس از آمدن خون تسكين حاصل آيد تا كه باز رگها از خون ممتلى شود دوم آنكه از ضعف گرده و جگر و عدم امتياز مميزهء اعضاى مسطوره خون را از مائيت بول خون ظاهر گردد و علامت اين نوع آنست كه بول غسالى باشد پس آنچه از ضعف جگر بود اندكى سرخى و رقت گواه اوست و آنچه از ضعف گرده بود قدرى سپيدى و غلظت شاهد آنست سوم آنكه از تاكل عروق اعضاى بول بواسطهء حدوث قروح پديد آيد و علامت اين نوع وقوع علت پس از قروح و آمدن بول خون مختلط بمده و نتن آن و خروج بتفاريق اندكاندك مع الوجع مىباشد و گاه باشد كه تمدد و كزاز قوى بانفجار عروق مجارى محدث بول الدم شود و علامتش تقدم سبب بود
الصّرة الخامسة عشر فى امراض عضو التناسل للرجال
-
نقصان باه
نقصان مجامعت بسبب ضعف شهوة مىباشد يا بباعث استرخاى آلت و از كثرت جماع نيز عارض شود اما آنچه بسبب ضعف شهوة بود چند نوعست نخستين آنكه از ضعف بدن باشد و علامتش نحافت بدن و زردى رنگ و قلت خون بود دوم آنكه از ضعف دل يا معده يا جگر يا دماغ يا گرده بود پس اگر ضعف دل باشد از تعب كثير يا مرض طويل يا جوع مفرط و جز آن بود علامت وى نرمى و ضعف نبض و قضيب دير نعوظ آوردن و خواهش جماع كمتر و نشاط از جماع بقلت و پس از جماع حالتى نزديك بغشى پديد آمدن مىباشد و اگر حرارت بود ظهور تشنگى و خفقان نيز لازم بود و صاحب ضعف دل از شرم و ترس و انديشه از جماع بازماند و اگر ضعف معده و جگر باشد علامتش عدم آرزوى طعام و ضعف هضم و ديگر آثار ضعف و سوء مزاج اعضاى مذكوره هويدا بود و اگر ضعف دماغ باشد حواس مكدر باشند و حركات متعسر و بطى و آرزوى