قروح گرده و مثانه و جرب اعضاى مذكوره مورث علت بود و علامات قروح و جرب گرده و مثانه مرقوم شده چهارم آنكه قرحهء مجرى قضيب سبب علت باشد و علامت وى برآمدن مده در بول بود و در موضعى از قضيب در جايگاه قرحه وجع لازم باشد و حرقت البول كه بكودكان عارض شود بيشتر در گرمى هوا و از جهت تناول اغذيه و ادويهء حارهء مرضعه به اطفال پديد آيد
تقطير البول
اسباب قطرهقطره آمدن بول يا از حدت بول مىباشد كه مجرى سوزش كند و اين نوع از كثرت جماع و تناول اغذيه و ادويهء حاره و تعب و رياضت در موسم گرم بمردم جوان گرم مزاج عارض شود و علامتش سوزش و زردى بول و آثار غلبهء صفرا و تقدم تناول اشياى گرم بود و يا از ضعف قوت ماسكه و ضعف قوت دافعهء مثانه بسبب استيلاى سوء مزاج بارد بر ان يا بسبب استرخاى عضله كه مطيف مثانه است مىباشد و علامتش سپيدى بول و خروج بىسوزش و تقدم تدابير مبرده و عدم تشنگى و گاهى بىاختيار برآمدن بول بود و يا از ورم و حصات و تسديد رطوبت لزجه و جمود الدم و قروح و جرب كه در مثانه واقع شود و يا ذهاب حس مثانه و جز آنكه در عسر و اسر البول مذكور شده حدوث يابد و علامات هريك نگاشته آمد
سلس البول
سلس بفتح سين مهمله و كسر لام و سين مهملهء ثانى در لغت بمعنى هموار و روان آمده و سلس البول در عرف جمهور اطبا عبارت از خروج بول بىاراده است و اين علت يا از استرخاى مثانه يا استرخاى عضلهء محيطهء آن بواسطهء فرط برودت و رطوبت مىباشد و علامت اين نوع سپيدى بول بيحرقت مع سائر امارات سوء مزاج بارد بود و عقب بيماريهاى سرد و تر عارض شود و يا از زوال فقرات محاذى مثانه به داخل يا خارج بوقوع ضربه يا سقطه حادث گردد و علامتش نتو فقار باشد و آنجا كه زوال فقار بسوى خارج بانقطاع رباطهاى مثانه انجامد اين علت لا علاج بود و يا از استيلاى سوء مزاج حار مفرط بر مثانه « 1 » پديد آيد و علامتش حرارت مزاج و صبغ قاروره و ضرر يافتن از اشياى گرم مىباشد و يا از انضغاط مثانه بنا بر حدوث علت در عضوى از اعضاى مجاورهء آن چون ورم ناف و ورم رحم و اجتماع ثفل كثير در امعا تكوين يابد و علامتش ظهور آفت در عضوى از اعضاى مذكوره بود و يا از استعمال مدرات كثيره عارض شود و علامتش تقدم سبوق تدبير باشد و يا از خلع مثانه بظهور رسد و علامتش ترقيم يافته
بول فى الفراش
عروض اين علت بيشتر به اطفال باشد ؟ ؟ ؟
هامش
( 1 ) چرا كه مثانه آب بسيار جذب مىكند و مجارى را فراخ مىگرداند