تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥

الصّرة الرابعة عشر فى امراض الكلية و المثانة و آلات البول

سوء مزاج گرده

اگر حار ساذج بود علامت آن سرعت نبض و انصباغ بول مع الحرقت و سخونت قطن و شبق و كثرت عطش مىباشد و اگر حار دموى بود علامت او احساس ثقل و درد در گرده و نشان غلبهء خون پيدا بود و باشد كه در نواحى پشت در جايگاه گرده سرخى ظهور نمايد و اگر حار صفراوى بود علامتش آثار حار ساذج مع ظهور نشان زيادتى صفرا باشد و اگر سوء مزاج بارد ساذج بود علامت آن بياض بول و ضعف باه و ضعف ظهر كظهر مشايخ و برودت جايگاه گرده و عدم تشنگى بود و اگر بارد بلغمى بود ثقل موضع گرده و آثار بلغم با علامت بارد ساذج يار باشد

هزال

گرده اگر از سوء مزاج حار بود عطش مفرط و حرارت گرده و انصباغ بول و لذع مثانه وقت خروج آن شاهد اوست و اگر از سوء مزاج بارد بود از برودت لمس موضع گرده و قلت عطش و بياض بول و ضعف باه و انحناء ظهر توان دريافت و اگر از سوء مزاج يابس بود تقدم استفراغ مفرط خاصه جماع و خروج خون و نحافت آن سپيدى قاروره و ضعف باه علامت آن باشد

ضعف گرده

قال الكندى قد يصيب الانسان من قلة شحم الكلى ضعف البصر و الصداع و قلة امساك البول و ضعف الجماع و برد فى القطن و ضعف گرده از سوء مزاج و هزال آن و از توسيع مجارى بنا بر ترهل جرم آن از افراط جماع يا كثرت استعمال مبردات يا از رسيدن ضربه و سقطه بر گرده يا از مشى بسيار و سفر اضطرار و سوارى و رنج كه مورث تعب بود مىباشد و علامتش آنست كه گاه‌گاه درد كمر خصوصا هنگام انحنا و انتصاب و در وقت از پهلوبه‌پهلو برگشتن بود و نقصان قوت باه و قلت امساك بول و بول غسالى كه پس از زمانى رسوب كند و بر سر او همچو كفك دريا چيزى پديد آيد هويدا باشد و استدلال بر اسباب موجبه از وجود يا تقدم آن توان كرد

ريح الكليه

باديست غليظ كه از اخلاط غليظهء لزجه در نواحى گرده تولد كند و علامتش تمدد و وجع بلا ثقل در موضع گرده و حوالى كمرگاه و خفت آثار مذكوره در خلو و انتقال وجع و عدم امارات حصات مىباشد

وجع الكليه

درد گرده ؟ ؟ ؟ از ريح گرده يا از ضعف آن يا از ورم يا از قروح يا از حصات وى مىباشد از علامات امراض مذكوره آثار هريك نوع معلوم كنند

ورم كليه

اگر حار بود مادهء موجبهء آن خون غليظ يا خون صفراوى مىباشد و علامت آن تپ مختلط و تشنگى و صداع و بيخوابى و حرقت و وجع و گرانى در موضع گرده و پشت و برآمدن صفرا در قى و آمدن بول و براز بدشوارى بود و اگر مادهء خون غليظ باشد ازدياد ثفل و وجع و جز آن آثار مخصوص خون پيدا بود و اگر صفراوى باشد شدت عطش و زردى بول و جز آن
خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 125 | شمس الدين احمد