نخلى نمىرسد اگرچه نسبت بمادهء عنبى خبيث بود و آنچه صغير و صلب مشابه عدس و نخود مانند ثاليل صغار باشد ثولولى نام دارد و مادهء اين نوع اگرچه سوداى صرف نبود اما قريب بصرافت او باشد و آنچه دراز و صلب مشابه دانهء خرما بود تمرى گويند و مادهء اين صنف قريب بمادهء ثولولى باشد و آنچه رخو و دراز مانند توت باشد و سر او مدور و محبب و بيخ او باريك بود توقى خوانند و مادهء اين قسم دموى قريب بصرافت باشد و آميزش سودا در ان چندان نبود و آنچه مانا بدم ماهى و بىدرد و بىترشح فضول باشد و جز آنكه سر سفره منتفخ بود آفت ديگر نباشد نام ندارد و بدترين همه انواع نخلىست و پس از ان تينى و بعد آن هرچه بلند بود و سر او ميل باسفل ؟ ؟ ؟ داشته باشد و اقسام بواسير گاهى در جانب قدام بروز نمايد و گاهى به طرف خلف و آنچه بقدام بود زبونتر باشد بنا بر آنكه بمجرى بول اتصال دارد و گاهى از مفصل گرده تا لب شرح عقده عقده پديد آيد و اين هم از بدترين اقسام بواسير بود و علت بواسير بجمله اقسامها عميا بود يا دامى و هر چونكه باشد يا داخل شرح بود يا خارج آن پس آنچه داخل شرح بود متعسر العلاج باشد و عميا آنست كه سوراخ ندارد و از وى هيچ نپالايد و دامى آنكه با سوراخ بود و خون و زرداب از وى ترشح نمايد و قسم دوم ريحى « 1 » كه ويرا بواسير بادى و رياح البواسير گويند عبارت از ريح غليظ عسر التحليل است كه از گرده خيزد و بامعا رسيده توليد دردى كه بوجع قولنج مشابهت دارد نمايد و از انجا گاهى بسوى پشت و شانه و شراسيف و سينه صاعد شود و گاهى بجانب خصيتين و قضيب و زهار و قطن و حوالى ناف و مقعد فرود آيد و گاه بود كه روى بمفاصل دست و پا آرد و در هنگام نشست و برخاست از مفاصل و زانو آواز پديد آيد و اين صوت مفاصل را به زبان تازى قرقعه گويند و كيفيت حدوث اين علت آنست كه خلط سوداوى در كليه متكون شود يا از اعضاى ديگر بر ان ريزد و بحرارت گرده استحالهء آن برياح غليظ شود و بنا بر غلظت تحليل نشود و در نواحى گرده بگردد و بآئين رياح معده و امعا مندفع شود و تكوين بواسير ريحى صورت بندد و حدوث قراقر در بطن و حوالى ناف و گشتن رنگ عليل ناصاف و گاهى قبض طبيعت و گاهى تليين آن و ضعف قوت جماع و خوش نگواريدن غذا و گرانى اعضا پس از خواب و ظهور شيب با وجود ايام شباب و وجع ركبه و مفاصل و صوت مفاصل هنگام نشست و برخاست از علامات اين مرضست و گاه باشد كه درين علت شكم باد گيرد و درد بىقراقر ظاهر شود و اين در صورت شدت غلظ ريح بود
نواصير
بنون و واو و الف و صاد مهمله و تحتانى ؟ ؟ ؟
هامش
( 1 ) ؟ ؟ ؟