مقعد حادث شود بجانب رودهء مستقيم و از وى صديد و زرداب بپالايد و دو گونه بود يكى نافذ كه داخل روده باشد و دوم غير نافذ كه در رودهء مستقيم گذر نكرده بود علامت نافذ آنست كه از انجا باد و براز اختيار برآيد و علامت غير نافذ بالضد بود
اورام مقعد
ورم مقعد يكى گرم باشد و دوم سرد ورم حار از خون و صفرا بود و علامتش درد و التهاب و تقطير بولست و تقدم استعمال ادويهء حاره يا وقوع حكه يا شقاق يا قروح مقعد يا قطع بواسير و ورم سرد از بلغم باشد و آثار او رخو ورم و فقدان علامت حرارت بود
شقاق مقعد
شقاق بضم شين معجمه و هر دو قاف منقوطه در لغت كفتگى است كذا فى الكشف و مقعد بالفتح بتازى دبر را گويند و شقاق مقعد خشكىست كه در سر سفره افتد و چند نوع مىباشد يكى آنكه حرارت و يبوست در مقعد واقع شود و علامت اين نوع استيلاى حرارت و يبوستست و اگر موجب حرارت مادهء صفرا يا خون سوخته بود سوزش و گرمى مقعد و ديگر آثار اخلاط مذكوره گواهى دهد دوم آنكه ورم گرم مقعد مورث شقاق گردد و علامتش وجود ورم و بلندى محل با درد شديد مىباشد سوم آنكه ثفل خشك غليظ هنگام خروج احداث شقاق كند چهارم آنكه بواسير باعث شقاق گردد و علامات اينها تقدم و وجود سبب مىباشد پنجم آنكه امتلاى رگهاى مقعد از خون و كثرت شكم رفتن موجب شقاق شود و علامتش امتلاى رگها و سيلان خون مفرط از شقاق مقعد بود
استرخاى شرج
كه استرخاء المقعد نيز گويند و شرج بشين معجمه و راى مهمله و جيم نام عصبىست كه ما بين خصيه و حلقهء مقعد واقعست و علامتش برآمدن ريح و ثفل بلا اراده باشد و اسباب حدوث اين مرض چندست يكى آنكه عصبى كه بر عضلهء مطيف و ممسك مقعد فرود آمده است منفخ و منهتك شود بوقوع ضربه يا سقطه و بدان سبب عضلهء مذكور ايذا يابد و شرج مسترخى گردد دوم آنكه قطع بواسير باعث ايذاى عضلهء مذكوره و استرخاى شرج شود و علامت اين هر دو قسم آنست كه عقب رسيدن ضربه يا سقطه بر پشت يا پس از قطع بواسير آثار مرض يكبارگى پديد آيد و اين هر دو قسم را لا علاج له گفتهاند سوم آنكه برودت و رطوبت داخليه يا خارجيه بعضله رسيده محدث علت شود و علامت اين نوع آنست كه اندكاندك آثار مرض پديد آيد و تقدم اسباب مبرده و مرطبه مثل نشستن بر سنگ يا بر جاى سرد يا در آب سرد يا خوردن آب سرد مفرط و مانند آن گواه باشد و از علامت خاصهء اين نوع ظهور ترهل در مقعدست و بيشتر اين قسم حادث شود چهارم آنكه ورم مقعد ؟ ؟ ؟
خروج مقعد
بر دو گونه بود يكى آنكه بسبب