تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
آماس عارض شود و علامتش وجود ورم باشد دوم آنكه عضلهء كه ممسك مقعدست از استيلاى رطوبت مسترخى گردد و علامت وى آنست كه مقعد به آسانى برآيد و درآيد بخلاف ورمى كه خروج و دخول او بعسر باشد و نوع ثانى به اطفال بيشتر افتد

حكهء مقعد

خارش دبر چند گونه بود يكى آنكه ديدان حب القرع و خرد موجب حكه باشد و علامتش آثار ديدان‌ست دوم آنكه خون سوداوى حاد لذاع بر مقعد ريزد و اين مقدمهء بواسير باشد و علامتش سوزش مقعد و احساس ثقل بر سر آن و عدم امارات ديدان بود سوم آنكه خلط مرارى يا بورقى سبب خارش گردد و علامت آن برآمدن اخلاط مذكوره در براز مع التزخر ؟ ؟ ؟ مىباشد

عذيوط عذيطه

بفتح عين مهمله و كسر ذال معجمه و سكون تحتانى و فتح طاى مهمله و هاى موقوفه مرضيست كه آدمى هنگام جماع وقت انزال بترز نمايد و غائط آن بىاراده برآيد و مريض اين علت را عذيوط بكسر عين مهمله و سكون ذال معجمه و فتح تحتانى و سكون واو و طاى مهمله گويند و ظهور اين علت در مردان بيشتر بود و در زنان كمتر و كسانى كه بمحسوسات لمسى بيشتر متلذذ شوند و حظ تام از جماع بردارند و خون ايشان رقيق و منى ايضا بغايت رقت و حدت و اعصاب سست و عضلات نهايت ضعيف بود مبتلاى اين مرض باشند و اكثر اين مرض از استرخاى عضل مقعد حادث شود كما صرح به المحققون لهذا در امراض مقعد نگاشته آمد

ابنه

بضم الف و سكون موحده و فتح نون و هاى موقوفه علتيست كه صاحب وى در دبر جماع كنانيدن آرزو دارد و بدون دخول تسكين نيابد و اين علت يا خلقى بود يا عارضى خلقى آنست كه بسبب حصول مزاج انوثى يا ارث پدر يا مادر بود و حصول مزاج انوثى در اول تكون متكون شود و آلات تناسل همچو آلات نسوان درون سو مائل باشند و شخص كذائى صغير القضيب و الانثيين بود و ارثى آن باشد كه پدر او مابون بود يا مادرش بيشتر از راه دبر خاصه در ايام جهل يا در مدت رضاعت جماع كنانيده باشد و عارضى دو گونه بود يكى آنكه بسبب خلط بورقى كه در اسافل معاى مستقيم مستحصل شده احداث حكه كند حدوث يابد و حكه زائل نشود الا بمنى چنانچه باناث در فم رحم حكه عارض شود و بلاجماع رفع نگردد دوم آنكه در معايى مذكور كرم باشد و عند الجوع متحرك شود و بدون انصباب منى و اغتذا از ان تسكين نيابد كما صرح به حكيم على الگيلانى فى شرح القانون و شارح حدود الامراض گفته كه بباعث اعتياد امر شنيع اغلام كه شخصى از صغر سن بمصاحبت حيزان مبتلاى اين كار ناهنجار بوده باشد رفته‌رفته عادى گردد و نيز علت ابنه تكوين يابد و اين علت الكثرة ؟ ؟ ؟ وقوعه للمشايخ علة المشايخ نيز گويند
خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 124 | شمس الدين احمد