تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
و اكثر بىدرد بود و گاه با درد هم باشد

ديدان

بكسر دال مهمله و سكون تحتانى و فتح دال مهمله ثانى و الف و نون جمع دوده است كه در لغت بمعنى كرم مطلق آمده و ديدان در اصطلاح اطبا عبارت از كرم شكمست كه بنا بر تعفن رطوبات بلغميه در امعا متولد شوند و چهار قسم مىباشند حيات و حب القرع و مستدير الهياة و خردتر شبيه بكرمهاى سركه و پنير قسم اول حيات دراز بود و درازى آنها از يك وجب تا يك درع مىباشد و تولد اين نوع در امعاى دقاق بود و علامت آنها درد شكم و احساس حركت « 1 » آنها در حالت گرسنگى و برآمدن كرمهاى مذكوره احيانا در قى يا در براز و قلت براز و خشكى طبع و سرعت جوع و انتفاخ بطن مىباشد و قسم دوم و سوم حب القرع يعنى كدودانه و مستديره در امعاى غلاظ متولد شوند و علامت انواع مذكوره كثرت اشتها و برآمدن گاهى با ثفل و صفرت رنگ و سيلان لعاب و خشكى لب در روز و ترى آن در شب بود و يبوست لب در نهار و رطوبت وى و سيلان لعاب از فم در ليل علامت خاصهء انواع مذكورهء ديدان است و قسم چهارم خرد در رودهء مستقيم پيدا شود و علامت آنها خارش و دغدغهء مقعد بود و خروج با براز و تدبير معرفت حيات و حب القرع و مستديره آنست كه بيمار در حمام رود و صبر كند تا اعضاى وى گرم شوند و تشنگى غلبه كند پس پارهء از يخ يا چيزى خنك بر شكم نهند پس اگر بالاى ناف انتفاخ پديد آيد و اثر حركت در انجا محسوس شود حيات بود و اگر زير ناف انتفاخ ظاهر گردد و حركت معلوم شود حب القرع و مستديره باشد

الصّرة الثالثة عشر فى امراض المقعد

-

بواسير

بفتح موحده و واو و الف و كسر سين مهمله و سكون تحتانى و راى مهمله مرض مشهورست و دو نوع مىباشد حقيقى و ريحى قسم اول حقيقى و آن فزونيهاست كه از مادهء خون فاسد غليظ سوداوى بر افواه عروق مقعد و نواحى رگهاى مذكوره پديد آيد و فساد خون مولد اين علت يا بحرارت و يبوست كبد بود و يا بكثرت و طول وقفات آن در عروق بدن باشد كه قوت جاذبهء طحال بسببى از اسباب بضعف گرايد و فضلهء غليظه با خون در عروق بماند و تناول اغذيهء مولدهء سودا نيز از اسباب فساد خون‌ست و بالجمله چون عروق مقعد از خون كذائى ممتلى شوند مقعد عليل متورم گردد و افواه عروق يا نواحى آنها متبشر شود و فزونيهاى بواسير چند نوع مىباشد و اكثر آنها باعتبار شكل بنام خاص مخصوص بود آنچه ارجوانى اللون و با شاخها و بيخهاى بسيار بود نخلى نامند و مادهء وى كثير و غائر متبشر بود و آنچه مدور و مستعرض مانا بدانهء انگور بود عنبى گويند و مادهء آن فىمابين سوداويت و دمويت ؟ ؟ ؟
هامش
( 1 ) يعنى حركت تصاعد كرمها بسوى معده محسوس شود طب اكبر