تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
آنها و باوجود اين آثار از التهاب مراق و خروج ثفل منتن سياه‌رنگ مائل بحمرت پيش از حدوث علت خالى نباشد و اگر باعث حرارت امعا گرمى مراره بود گاه‌گاه تپ آيد و يبوست دهان لازم باشد و باشد كه يرقان روى نمايد و حدوث علت پس از ادرار بسيار و خروج مائيت از بدن بافراط علامت صنف چهارم و وجود اسباب محلله چون هواى گرم و تخلخل مسام و كثرت عرق و مزاولت صنائع ذى تحليل علامت صنف پنجم و عدم اجابت طبع با وصف تناول اشياى حاده و درك نه‌نمودن اذيت با وجود برداشتن چيزهاى حاده و نفخ شكم بعد خوردن هر غذا نشان صنف ششم يعنى ذهاب حس امعاست و سپيدى براز و نفخ شكم و ظهور يرقان و ديگر آثار سدهء منفذ ميان زهره و امعا كه در يرقان مرقوم شده علامت صنف هفتم و هيجان وجع و غثيان در خلو معده و ديگر امارات ديدان دلالت صنف هشتم و برنيامدن براز الا باستعمال شافه يا حقنه نشان صنف نهم مىباشد و بلغمى بنا بر بسته شدن بلغم غليظ زجاجى مختلط با ثفل در رودهء اعور و قولون واقع گردد و علامت وى آنست كه وجع و احتباس بشدت بود و برودت اطراف و درد اعضاى اسفل پديد آيد و تقدم تخمه و سقوط اشتها و تناول اطعمهء غليظ و برآمدن بلغم در ثفل و قلت خروج براز و عدم بروز باد و وجود نفخ و آرزوى اشياى شور و ترش شاهد بود و باشد كه بواسطهء شدت وجع امعا در جگر حرارت پيدا گردد و تشنگى عظيم رو نمايد و بول سرخ برآيد و سوداوى بسبب انصباب سودا بر شكم و نفخ آن هويدا گردد و علامت آن آروغ ترش و انتفاخ شكم دفعة بلا وجع شديد مىباشد و صفراوى از گرد آمدن مادهء صفرا در جوف امعا ظهور نمايد و اين نوع نادر افتد و علامتش همچو علامت مغص صفراوى بود و ورمى اگر آماس دموى بود علامتش تپ تيز و تشنگى و درور عروق و احساس ثقل و وجع و ضربان در جايگاه ورم و حدوث علت بتدريج و حبس بول احيانا مىباشد و اگر آماس صفراوى باشد علامت آن سوزش و تشنگى مفرط و قى مرارى و تلخى دهان و وجع لذاع هويدا بود و اگر آماس بلغمى بود سستى بدن و كثرت ثقل در روده و تپ و لهب و عدم عطش و تقدم بلغميت براز نشان آن باشد و اگر آماس سوداوى بود تقدم فساد طحال و ثقل و قلت درد و تشنگى امارات اوست و التوائى بسبب پيچ خوردن روده و افتادن تعقد در ان و يا بنا بر گسسته شدن بعضى از رباطها كه امعا را با پشت مربوط مىدارد و يا بباعث منشق و پاريده شدن صفاق و گرانيدن روده بدان‌سو پديد آيد و هرگاه فتق صفاق قريب باربيتين باشد و روده در كيس ؟ ؟ ؟ انثيين فرود آيد و قولنج افتد فتقى نام نهاده شود و علامت اين قسم آنست كه پس از حركت
خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 119 | شمس الدين احمد