تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
علامت نوع ثانى و شدت لذع و التهاب و تشنگى و عدم گرانى و زردى براز نبودن علامت نوع ثالث و برآمدن بلغم در براز و گزيدن مقعد هنگام خروج آن و گرانى بيشتر و تشنگى كمتر نسبت بصفراوى علامت نوع رابع و كثرت ثقل و لزوم وجع در يك جا و برآمدن بلغم لزج در براز احيانا و برودت ملمس موضع الم علامت نوع خامس و تقدم تناول اغذيهء يابسه و درد علامت نوع سادس و آثار قولنج ورمى و امارات ديدان علامت نوع سابع و ثامن و تقدم سبب علامت نوع تاسع هويدا بود و مغص كه بكودك شيرخواره لاحق شود علامتش آنست كه طفل بگريد و خود را به‌پيچد و سبب آن ضعف معده از كثرت شرب شير بود كه ريح متكون شده بتمديد فضاى امعا احداث درد كند و گاه باشد كه سوء مزاج حار يا ريح گرم محدث مغص بود و علامتش عدم انتفاع بتكميد و مسخنات مىباشد

نفخ و قراقر امعاء

و اين علت از خوردن اغذيهء نفاخ چون لوبيا و مانند آن تناول غذاى كثير المقدار يا روى الكيفية همچو گوشت گاوميش و جز آن تكوين يابد و علامتش تقدم سبب بود

قولنج

بضم قاف و سكون واو و فتح لام و كسر آن نيز و سكون نون و جيم مرضيست مولم كه در امعاى غلاظ عارض شود و با وى اجابت طبع متعسر بل متعذر بود و چون بيشتر در رودهء قولون افتد بنا برآن بقولنج مشهور شده كذا فى الاعجاز المسيحى و شيخ الرئيس گفته كه قولنج حقيقى همانست كه در معاى قولون حادث گردد و بالجمله قولنج « 1 » دو نوع باشد يكى ذاتى دوم عرضى و نوع اول ذاتى هفت صنف است ريحى و ثقلى و بلغمى و سوداوى و صفراوى و ورمى و التوائى ريحى بسبب وقوع تمدد در امعا و ضيق در مجارى بواسطهء احتباس باد غليظ در طبقات رودها حادث شود و علامتش وجع « 2 » مسلى منتقل و نيامدن آروغ بفراغت و تقدم وجود قراقر و نفخ و تقدم تناول اغذيهء نفاخهء شديد البرد و فواكه رطبه « 3 » و به مجرد تكميد و دلك درد افزون شدن و آخر از ان نفع يافتن مىباشد و ثفلى بسبب احتباس ثفل در امعا بنا بر خوردن اطعمهء يابسه يا تناول غذاى قليل المقدار يا حرارت و يبوست امعا يا خروج مائيت بدن بادرار و اسهال و مانند آن يا افتادن تحليل مفرط در تن بواسطهء تخلخل مسام يا گرمى هوا يا تعب بسيار يا زوال حس امعا بنا بر شرب مخدرات يا از جهت استيلاى سوء مزاج بارد مفرط بر امعا يا از پديد آمدن ناصور در روده يا انسداد مجرى كه ما بين زهره و امعاست يا تولد ديدان در امعا يا ضعف دافعهء رودهء قولون تكوين يابد و علامت كلى وى آنست كه ثقل و الم بمرتبهء بود كه گويا روده مىشكافد و علامات جزوى آن تقدم سبب نشان صنف اول و دوم بود و امارات صنف سوم تشنگى مفرط و هزال مراق دال بر يبوست امعاست و حرارت
هامش
( 1 ) ؟ ؟ ؟ ( 2 ) يصل الماء الى الكبد فلا يحصل يا تشرب ؟ ؟ ؟ ( 3 ) يعنى چنان ؟ ؟ ؟ مىگردد كه در روده ؟ ؟ ؟ مىكنند اعجاز چون انگور و خياز و جز آن