و سياهى قاروره مىباشد و گاه بود كه در موضع طحال بر پوست شكم سرخى پديد آيد و اگر صفراوى باشد علامتش سوزش در سپرز و تپ تيز و غلبه آن بر دورغب ؟ ؟ ؟ و زردى چشم و زبان و همگى بدن اندكى بسياهى آميخته بوده باشد كه يرقان اسود پيدا شود و اگر بلغمى بود به تهبج الطحال موسوم گردد و علامتش بطوء نبض و زيادتى حجم سپرز و اندك دردى به آن و سپيدى روى و زبان و تهبج چشم و حوالى آن و رصاصيت رنگ قاروره و براز عيان باشد و اگر سوداوى بود علامتش صلابت سپرز و برآمدن « 1 » او از موضع خود و انتفاخ شكم و نفس منقطع شدن در وسط و فساد هضم و هزال بدن و كمودت رنگ و سرعت نبض و نرمى طبع و هنگام گرسنگى راحت يافتن و در حالت سيرى متضرر شدن و ضربان فاحش در ان دو شريان كه به دو جانب حلقوم است پديد آمدن هويدا باشد و نادر بود كه ورم سپرز پخته ريم گردد و منفجر شود اگر اين علت بوقوع آيد علامتش وجع ناخس سپرز وقت استحالهء مادهء آماس بمده و عند الانفجار بدبوئى بول و ظهور درد و اجسام غريبه در قاروره مىباشد و باشد كه بسوى معده منفجر شود و بدان ممر ؟ ؟ ؟ ورقى و براز نيز اجسام غريبهء در وى پديد آيد
ضعف الطحال
اگر قوت جاذبه و ماسكهء طحال ضعيف بود علامات ضعف هر دو قوت مذكوره در قسم چهارم يرقان سياه بتحرير آمده و اگر قوت هاضمه وى ضعيف شود نشان آن زيادتى شهوتست اگر سودا بمعده ريزد يا اسهال سوداوى افتادن اگر سودا بامعا ريزد و يا ظهور ورم سوداوى اگر سودا بعضوى از اعضاى ديگر انصباب پذيرد و اگر قوت دافعهء آن ضعيف گردد علامت او آماس عظيم سپرزست و آثار ضعف جاذبه پيدا بود
سدهء طحال
سبب سدهء سپرز اجتماع فضلات غليظه در سپرزست و علامت آن احساس گرانى در سپرز و آثار ورم نبودن پس اگر سده در ان مجرى بود كه ما بين سپرز و جگرست يرقان سياه و ديگر امراض سوداوى حدوث يابد و اگر در ان مجرى بود كه ما بين سپرز و فم معده است بطلان شهوة و اصناف ورم صلب بتكوين آيد
نفخة الطحال
و آن ورم ريحى سپرزست و سبب وى برودت مزاج سپرز و غلبهء سودا در ان مىباشد و اكثر از ضعف هاضمه و دافعهء سپرز افتد و علامتش نرمى ورم و تمدد زير پهلوى چپ در جايگاه سپرز و عند الغمز فرو شدن و قراقر كردن و آروغ آمدن بود
حصات الطحال
و ويرا حجارة الطحال نيز گويند و او آنست كه ريگ اغبر و سياهرنگ متصغر الاجزاء در سپرز تولد شود و اين مرض نادرالوقوعست و علامتش برآمدن ريگ در بول يا در خون بواسير يا در خون فصد خصوصا كه از باسليق ايسر گيرند و رگ وسيع زنند و درد و خلش در سپرز پيدا بودن و اعضاى ديگر كه در ان تولد حصات صورت پذيرد سالم نمودن آشكار بود
الصرة الثانية عشر فى امراض الامعاء
-
اسهال
هامش
( 1 ) سپرز از ؟ ؟ ؟ آمده باشد كه برآمدگى آن به نظر درآيد طب اكبر