غليظ عسرة التحليل مع رطوبت قليل در موضعى كه جمع مىشود در ان آب در زقى بسبب حرارت مزاج كبد با شدت برودت و رطوبت معده تكوين يابد و علامتش آنست كه گرانى كمتر از ثقل زقى بود و تمدد و كشيدگى زياده از زقى محسوس گردد و شكم چنان نمايد كه گويا خيك را دم كردهاند و برآمدگى ناف نسبت بلحمى افزون بود و چون دست بر شكم معلول زنند آواز طبل دهد و هرگاه مادهء استسقاى طبلى آنچه رقيق و قابل تحليل بود بتحليل رود و آنچه غليظ و عسر التحليل باشد غلظت گرفته صلابت پذيرد بحبن بحاى مهمله و موحده و نون موسوم گردد و علامت وى آنست كه صلابت شكم نسبت بسابق بيفزايد و حال بيمار و جگر آن نيك شود و هضم كامل گردد و تن از غذا بهرهء كامل بردارد و قوت بدن عود كند و بجز سختى شكم مكروهى ديگر پيدا نباشد ورم عضلات شكم آماس عضلات شكم خصوصا ورم عضلهء غاير كه مؤرب مائل به سمت جگرست شبيه به شكل ورم جگر بود و امتياز در ان دشوار گردد كه آيا ورم در عضله است يا در مقعر جگر پس محققين گفتهاند كه ورم كبد هلالىشكل مىباشد و ورم عضلات مستطيل يا عريض يا مؤرب و هر نحوى كه باشد يك طرف او غليظ بود و طرف ثانى دقيق همچو دم موش كه ذئب الفار گويند و بيشتر نمايان بود و از عوارضات لازمهء جگر هيچ پيدا نباشد لسلامة الكبد و اگر ورم در عضلهء مستطيل افتد انجذاب ترقوه بر ان شاهد بود
يرقان
بفتح تحتانى و سكون راى مهمله و فتح قاف و الف و نون لغة و اصطلاحا تغير فاحش رنگ بدن بسوى زردى يا سياهيست و دو نوع مىباشد زرد و سياه زرد اكثر از جگر و مراره بود و سياه بيشتر از سپرز پس يرقان اصفر چند نوعست يكى آنكه از جهت دفع طبيعت مادهء صفرا را به ظاهر بدن بطريق بحران حادث شود و علامت آن تقدم حميات صفراويه و عوارض بحران چون غثيان و مرارت دهان و قبض شكم و الم احشا و مانند آن و وقوع يرقان در روزى از روزهاى بحران مىباشد و اين نوع يرقان اگر قبل از سابوع افتد ردىست دوم آنكه از سوء مزاج حار جگر افتد و علامتش گرمى مزاج جگر و قى صفراوى و بسيارى زردى قاروره و كف زرد بالاى آن پيدا بود و اين نوع اكثر با حمى سونوخس مىباشد سوم آنكه از سوء مزاج گرم مراره وقوع يابد و علامتش آنست كه دفعة واقع شود و بول در ابتدا سفيد بود پس زرد شود بعد از ان سياه گردد و ميل بغلظت كند و فرق ميان اين نوع و آنچه از گرمى جگر بود آنست كه در كبدى اشتها كم بود و عطش مفرط و قاروره از ابتداء سرخ و رنگ همگى بدن زرد باشد الا روى به تيرگى زند و قى صفراوى رنج دهد و طبيعت قبض داشته باشد و اگر در جگر سده باشد استكمال يرقان بتدريج بود چهارم آنكه از ورم مراره بظهور رسد و علامتش تپ نرم لازم و درشتى زبان و تهوع و عدم يا قلت