تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
بكسر الف و سكون سين مهمله و فتح‌ها و الف و لام عبارت از خروج مواد بدن زياده بر قدر طبيعى از ممر معدى ؟ ؟ ؟ مستقيم‌ست و عام‌ست كه مواد مذكوره اخلاط باشند يا اغذيهء غير منهضمه و اسهال مادى پنج نوعست يكى اسهال دماغى دوم مرارى سوم كبدى چهارم طحالى پنجم آنكه ماده از جهة تن بمعده و روده بيايد كذا فى الذخيرة و بحسب مادهء موجبه مضاف سازند چون دموى و صفراوى و مانند آن و هرگاه به جهت اسهال بادوار باشد اختلاف و دور البطن خوانند و اسهال معدى را ذرب و خلفه گويند و اسهال كبدى بقيام كبدى اشتهار دارد و اسهال معوى ؟ ؟ ؟ را زلق الامعا خوانند و اسهال دموى كبدى به ذوسنطارياى كبدى و اسهال دموى معوى به ذوسنطارياى معوى شهرت يافته كذا فى شرح حدود الامراض و بالجمله هر اسهالى كه باشد يا از ماكولات بود يا از اعضا و از هوا نيز گاهى مىباشد پس آنچه از ماكولات بود يا از بسيار خوردن كه موجب تخمه شود يا از تناول چيزى مزلق « 1 » يا فواكه كثيره يا از اكل غذاى ناخوش‌طعم يا از خوردن به غير شهوت يا از خوردن اطعمهء نفاخ يا از سوء ترتيب اكل همچو تقديم غذاى لطيف بر غليظ و يا بالعكس مىباشد و يا از اكل و شرب ادويهء مسهله و شرب آب كثير پس از تناول غذا هم موجب فساد غذا و اسهال مىشود و تدابير ما تقدم برين انواع گواهى دهد و آنچه از اعضا بود اگر دماغى باشد از جهت فرود آمدن فضول دماغ بر معده از طريق حنك و افساد غذا در معده بود و علامت اين نوع آنست كه چون پگاه انسان از خواب برخيزد چند كرّت پياپى اسهال آيد باز ساكن گردد و اين حالت مستدام بود و آثار نوازل بحسب سبب پيدا باشد مثلا اگر مادهء نزله صفرا بود در دماغ و معده لذع و حرقت پديد بود و تشنگى و تلخى دهان و دغدغهء حنك و حلق و مرى و فم معده هويدا باشد و اگر بلغم بود نموست و حلاوت كريهه و تعقد آب دهان بر ان گواهى دهد و اگر سودا بود ترشى دهان و حلق و گرانى سر و آمدن بوى از دماغ چون بوى آهن شاهد باشد و اگر خون بود سرخى چشم و گرانى حواس و شيرينى طعم مائل بشورى و بدبوئى بر ان دلالت كند و ديگر علامات فساد مزاج دماغ بظهور آيد و اگر معدى بود از استيلاى سوء مزاج بارد رطب ساذج در معده و ضعف ماسكه آن يا از گرد آمدن بلغم كثير در معده يا از التزاق رطوبت لزجه بر سطح معده و بنا بر ملاست سطح آن بازماندن ماسكه و هاضمه از كار خويش يا از تكوين بثور و جوشش و قروح در طبقهء داخليهء معده يا بسبب ذهاب خمل ؟ معده از انصباب خلط اكال بر معده يا از حدوث ورم حار همچو فلغمونى و حمره در معده يا از تناول سموم حاره چون فرفيون و شبرم و قلى ؟ ؟ ؟ و مانند آن مىباشد و برون آمدن طعام اندكى متغير شده بسرعت
هامش
( 1 ) ؟ ؟ ؟ كه از تناول ؟ ؟ ؟ كثيره ؟ ؟ ؟ و قراقر شكم و ؟ ؟ ؟ بود كه غثيان پديد آيد كما صرح به صاحب طب اكبر در نوع سابع زلق الامعاء