در جانب چپ باشد سوم آنكه حرارت قويهء جگر كه باحتراق خون پردازد محدث يرقان اسود شود و علامتش ؟
آنست كه خبث نفس و غم و اندوه بلا سبب پديد آيد و همه اعراض كه مخصوص بسوداى مراقىست پيدا باشد و سياهى گونه خفيف بود و رنگ روى بزردى مائل و صفرت براز و آفت جگر و سلامتى سپرز هويدا بود چهارم آنكه ضعف قوت جاذبهء طحال يا ماسكهء آن يا ضعف هر دو قوت مذكوره بحدوث يرقان پردازد و علامتش آنست كه گونه بغايت سياه بود و باشد كه بول و براز نيز سياه برآيد و آفت طحال چون ثقل و درد و سختى در چپ و سلامتى جگر عيان مىباشد و نشان ضعف جاذبهء طحال كدورت سفيدى چشم و سقوط شهوة و رنگ بدن مائل بسياهى و آثار ضعف ماسكهء آن خروج سودا بقى و اسهال و هم كدورت سفيدى چشم بود پنجم آنكه از ورم طحال حار يا صلب عارض شود و علامتش آثار ورم سپرز بود ششم آنكه سوء مزاج بارد مفرط جگر كه بدان سبب خون دردناك در جگر بسته شود و سياه گرديده يرقان آرد موجب يرقان اسود گردد و علامت وى نشان برودت كبد باشد هفتم آنكه از جهت دفع طبيعت در بحران امراض سوداوى خصوصا طحالى واقع شود و علامتش بروز يرقان عقب امراض مذكوره و حصول خفت پس از ان مىباشد و بايد دانست آنجا كه يرقان بمشاركت جگر و سپرز بود علامات هر دو مركب مىباشد و در معرفت آنكه سده در دو موضع مذكورست يا در طحال فقط اگر بول برنگ مىپخته باشد كه بزعفران ؟ ممزوج كرده باشند دليل بودن ماده در دو جاست و اگر در بول صفرت نباشد بدانند كه ماده فقط در طحال است و كذلك رنگ خرقه كه بر بدن مريض مالند بر مكان ماده دلالت كند
سوء مزاج طحال
اگر حار بود علامتش بسيارى تشنگى و سوزش و حرقت موضع طحال و قاروره مائل بسرخى سياهى آميخته و اگر بارد بود علامتش سقوط شهوت و عدم تشنگى و كثرت قراقر و آروغ و آب دهان و اگر يابس بود علامت وى برودت سپرز و غلظ خون و كمودت لون و نحافت بدن و اگر رطب بود علامت آن نرمى و گرانى موضع سپرز و قلت عطش و ترهل بدن و رصاصيت رنگ روى مىباشد و اگر حار رطب بود علامت او احساس ثقل در پهلوى چپ و عدم التهاب و تشنگى بود و باشد كه در بدن كمودت و ترهل و سستى ظاهر شود و اگر حار يابس باشد علامت آن قبض طبيعت و حرارت ساقين و قدمين و شدت عطش و التهاب و قارورهء سرخ و صاف و بىرسوب بودنست و اگر بارد رطب بود از علامات بارد و رطب آثار وى مركب باشد و اگر بارد يابس بود علامتش علامت جساءة الطحال بود ورم الطحال اگر حار دموى بود علامتش سرعت نبض و وجع و التهاب و ثقل جانب سپرز و تشنگى و تپ حاد كه به نوبت رابع اشتداد كند