حجرى كه در اعضاى لحمى و عصبانى چون ريه و جگر و طحال و معا و كليه و مثانه متكون گردد و سبب حدوث آن در اكثر امر خلط غليظ لزج بود كه بسبب استعمال اغذيهء مولدهء خلط كذائى بهم رسد و باشد كه ريم يا خون مستحيل بحصات گردد و بالجمله اگر ماده كثير و شديد اللزوجت باشد تولد حصات از ان صورت بندد و اگر اندك و چندان لزج نبود تكون رمل بحصول انجامد و علامت حصات كبد قى دائم در اواخر هضم و نخس و وجع در كبد غير ورم و غير صلابت مىباشد و در بعضى اشخاص صلابت هم معلوم مىشود در موضع علت و ايضا هرگاه فصد كنند خاصه باسليق ايمن و رگ گشاده زنند زير خون شبيه برمل برآيد
ورم الكبد
قال محمد زكريا اكثر ورم الكبد حار و آماس جگر گاهى در مقعر جگر افتد و گاهى در محدب آن آنچه در مقعر بود قى و غشى و برد اطراف و قبض شكم و فواق و ذهاب شهوت طعام در ان بيشتر بود و آنچه در محدب باشد سعال شديد و ضيق النفس و احتباس بول و فروكشيدگى ترقوه باسفل در ان اكثر باشد و محققين گفتهاند كه ورم مقعر مزاحمت بمعده رساند و موجب فواق مىشود خاصه اگر قوى و عظيم باشد و بحران آن باسهال و بقى و عرق مىشود و ورم محدب هلالىشكل پديد آيد و بحران آن برعاف و قى و ادرار بول و عرق مىگردد و هرگاه ورم جگر بمقعر و محدب شامل بود كار مشكل باشد و اعراض هر دو روى نمايد و بالجمله اگر ورم دموى باشد عظم نبض و تپ و تشنگى و ثقل و درد و سوزش در موضع جگر و ذهاب شهوت طعام و ظهور ورم تحت سراشيف و سرخى زبان و روى و سرفهء خشك و فواق علامت اوست و اگر صفراوى بود با وصف تپ سخت و ثقل و وجع زردى زبان و روى و ناريت بول و سرعت نبض و شدت التهاب و قلق و تشنگى مفرط و قى صفراوى و جوشش زبان به بثور صغار امارات آن باشد و باشد كه در آخر سياهى بر زبان پديد آيد و اگر بلغمى باشد تپ و وجع نرم و ثقل بيشتر و سپيدى روى و زبان و قلت تشنگى و سفيدى قاروره آثار او بود و روى مترهل باشد و به صورت بودن آماس در محدب نرمى آن باحساس درآيد و اگر سوداوى بود ادراك صلابت در موضع جگر و فساد رنگ روى و لاغرى بدن و قلت شهوت و عدم درد و تپ و درشتى زبان علامت ويست و گاه باشد كه به اين نوع ورم حرارت در مزاج پديد آيد و مزيد تحجر و صلابت ورم شود و گاه باشد كه ورم جگر از ضربه و سقطه عارض شود و علامت او تقدم سبب باشد و هرگاه مادهء ورم جگر روى بجمع آرد و دبيله گردد علامتش آن باشد كه تپ و درد و جميع اعراض بسان تشنگى و ذهاب شهوت و سوزش و نخس و غيرهما افزون شوند و مريض را خفتن بر پشت متعذر گردد و بر پهلوها متعسر و هرگاه دبيله نيك پخته شود همگى اعراض روى بخفت آرند و چون دبيله انفجار يابد