تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
حرارت در جگر عارض شود و مزاج آن را گرم نمايد و خون در ان سخونت پذيرد و قوت وى را ضعيف كند و اين نوع در آخر مودى باستسقا گردد بسبب ضعف قوت و انحلال آن و سوء مزاج جگر اگر حار بود علامت آن تشنگى مفرطست و تلخى دهان و خشكى زبان و قلت اشتها و قبض شكم و سرعت نبض و سرخى قاروره و تپ و گرمى ملمس موضع جگر و عدم وجع و هريك علامت بر وجود سبب كه ساذج بود يا مادى و نوعيت ماده چنانچه در سوء مزاج معده ذكر يافته دال بود و ايضا اگر ماده خون فاسد باشد گرانى اعضا و شيرينى يا شورى دهن نشان ويست و اگر ماده صفرا بود زردى رنگ و قى و اسهال صفراوى شاهد آن باشد و اگر بارد باشد علامت او فساد رنگ روى و تهبج وجه و قلت عطش و سپيدى لب و زبان و قاروره و فتور نبض‌ست پس اگر با مادهء بلغم بود غلظت قاروره و رصاصيت رنگ و سردى ملمس و قى بلغمى بر ان گواه بود و شكم اكثر مستسهل مىباشد و اگر يابس بود علامت آن نحافت بدن و خشكى دهان و زبان و تشنگى و صلابت نبض و قلت خون و كمى براز بود و اگر با مادهء سودا باشد ترس و اندوه و فكر فاسد نيز پيدا بود و اگر رطب باشد علامت آن تهبج وجه و اجفان و ترهل گوشت سراشيف و بسيارى خواب و لعاب و كندى حواس و سپيدى قاروره و سوء هضم و رطوبت زبان و نرمى طبع و عدم تشنگى و باغذيه ناشفه منتفع گشتن هويدا بود و هرگاه سوء مزاج مركب در جگر افتد چون حار يابس يا حار رطب يا بارد يابس يا بارد رطب علامات آن از هريك امارات متذكرهء بالاى مركب هويدا بود و طبرى گفته چون سوء مزاج بارد يابس در جگر افتد عليل صحت كم يابد و بدق و ذبول مؤدى گردد و چون بمشايخ عارض شود بذبول هلاك كند و علامت آن نحول اعضا و جفاف عينين و قشف و شراق اعضا و اهانت عظام و قلت هضم و نزارت خون مىباشد و در اكثر اوقات طعام در معده فاسد شود و گاهى از شرب آب كثير ترش گردد

ضعف الكبد

و وى آنست كه در جميع قواى اربعهء جگر يا در بعض آنها آفت و خلل عارض شود و سبب ضعف جگر چندست يكى آنكه سوء مزاج ساذج يا مادى در جگر افتد و مضعف قوتهاى جگر شود دوم آنكه در عضوى از اعضا كه مجاور جگرست چون سينه و شش و معده و سپرز و مراره و گرده و رحم افتى پديد آيد و بمشاركت وى ضعف در جگر روى نمايد سوم آنكه مرضى از امراض آله چون امتلا و رمل و حصات و سده و ورم و شق در نفس كبد و مانند آن عارض شود و بدان سبب ضعف لاحق گردد و بدانند كه اگر سبب قوى بود ضعف در هر چهار قوت سرايت كند و الا در بعض آن و جاذبه و هاضمه بيشتر از سردى و ترى ضعيف شود و ماسكه از ترى و دافعه از خشكى و علامت كلى ضعف جگر از هر سبب