تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
باعث بعضى اجزاى معده بر بعض ديگر فراهم آيد علامت نوع اول آنست كه سينهء عليل بلندتر شود و پشت فرورود و فساد هضم پديد آيد و آثار نوع دوم آنست كه بحسب جانب رباط عوارضات ظاهر شوند مثلا اگر استرخا در ان رباط بود كه ما بين ترقوه و معده رابطه است معده ميل باسفل كند و بواسطهء تسفل وى كه محدث ثقلست اعضاى عليا نيز فروسو منجذب شوند و در جايگاه ناف گرانى محسوس گردد و اگر استرخا در ان رباط افتد كه رابطه است بين الصلب و المعده معده بقدام ميل كند و در شكم ثقل محسوس گردد و اگر استرخا در رباطى بود كه رابطه است در ميان معده و اعضاى ايمن او معده بجانب چپ ميل كند و به تبعيت وى در اعضاى ايمن او كشيدگى پديد آيد و اگر استرخا در رباط ايسر بود بالعكس رباط ايمن ظاهر شود و سبب تهلهل نسج معده سوء تدبير مفرطست و اوجاع شديده يا تعب و محنت عنيفه كه از قى شديد و اسهال مزيد معده را برسد و اين زبون‌ترين امراضست و علامت وى آنست كه طعام هرگز نگوارد و غذاى نيك و به ترتيب ستوده هيچ سود ندهد و غائط بصعوبت برآيد و باشد كه قبض به حدى رسد كه بىاستعمال حقنجات و بدون شرب مسهلات نگشايد و از امارات انواع سوء مزاج و آماس هيچ ظاهر نبود و بدن نحيف و ناتوان و مراق لاغر و شهوت ضعيف گردد و هرچه خورده شود بر معده گرانى آرد

تشنج المعده

روى آنست كه همچنان‌كه تشنج امتلائى يا استفراغى در سائر اعضا مىافتد كذلك در اجزاى عصبهء معده يا در رباطات او واقع شود پس اگر تشنج در نفس معده و اجزاى عصبهء وى افتد علامتش آنست كه معده بر طعام محتوى نشود و غذاى غير منهضم برآيد و باشد كه بنا بر ضعف سبب اندكى بر طعام محتوى گردد و درين صورت جزوى از غذا منهضم و برخى نامنهضم برآيد و اگر تشنج در رباطات بود آثارى كه به تشنج رباط هر جهت مخصوص‌ست ظاهر گردد چنانچه اگر تشنج در ان رباط بود كه معده را بفقار بسته است طعام در معده نمىايستد و به مجرد ورود منحدر بامعا گردد و مريض مائل بجانب راست يا به طرف چپ بود و اگر تشنج در ان رباط باشد كه رابطه بين الترقوة و المعده است بيمار دوتا شود و پشت راست نتواند كرد

جساءة المعده

جساءة بجيم و سين مهمله و همزه و فوقانى مدوره لغة و اصطلاحا صلابت‌ست و جساءة المعده دو قسم بود يكى آنكه در جرم معده باشد و عام‌ست كه در فم معده بود يا در ديگر اجزاى معده اما در فم معده بيشتر افتد دوم آنكه در عضلات موضوعه بر معده باشد و سبب حدوث وى آنست كه خلط غليظ سوداوى بر معده ريزد و در جرم وى درآيد و از آن رو در ان حالتى مانا بورم رو نمايد و فى الحقيقة ورم نباشد و كذلك بر عضلات آن و بالجمله علامتش كثرت بزاق و تهبج اجفان بود و باشد كه بسبب عظم حجم صلابت به نظر آيد و مريض بر شكم تكيه كردن