تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
از اغذيهء مكروهات و شموم قارورات و جز آن احداث قى نمايد و آن ظاهر باشد و بايد دانست كه اگر ماده مائل بفم معده بود غثيان پديد آيد و اگر ما بين طبقات معده غائص باشد تهوع احداث كند يا الم مفرط و اگر در جوف معده بود قى آرد

قى الدم

آمدن خون در قىست و حدوث اين گاهى از شكافتن رگى از رگهاى مرى يا معده بسقطه يا ضربه يا تمدد يا صيحهء قويه يا كثرت ماده با وجود لين و رقت آله يا شدت يبوست و انفتاح دهن آن بسبب اختلاط فضول حارهء مريه با خون و يا ضعف ماسكه بنا بر رطوبت مرخيه يا كثرت ماده مىباشد و علامت اين نوع وجود وجع‌ست در مرى يا معده اما نشان خاصه جراحت مرى درد بين الكتفين بود و گاهى بواسطهء رسيدن آفت بسر يا جگر يا سپرز و مندفع شدن خون عضو مؤف بمعده صورت‌پذير شود و علامت اين قسم وجود آفت‌ست در عضوى از اعضاى مذكوره و حال آن عضو تباه بودن و تقدم رعاف و گاه‌گاه وقت تنخع خون از دهن و منخرين برآمدن علامت خاصهء قى الدم دماغى و نتن خون آثار خاص كبدى و سواد و غلظت و حموضت خون نشان خاص طحالى بود و گفته‌اند كه قئ الدم كبدى مهلك و لاعلاج‌ست « 1 » و گاهى در ان گوشت پاره بقى مندفع شود چنانچه در ذوسنطارياى كبدى مشهود مىگردد و محمد زكريا بر رويت گوشت پاره حكايتى آورده

جمود الدم فى المعدة

بسته شدن خون در معده است و اين چنانست كه چون از عضوى خون بمعده آيد بواسطهء ضعف حرارت منجمد شود و به كيفيت رديهء سميه مستحيل كردد خاصة اگر برودت معده بر ان يارى دهد و اين علت بباعث ايصان كيفيت رديه بقلب و تحليل حرارت غريزى و اسقاط قوت ماسكه خالى از غشى و عرق بارد نباشد و باشد كه بنا بر رجوع حرارت بدل يكسر و استيلاى برودت بر اعضاى ديگر لرزهء قويه در اندام واقع شود و اين علامت روى بود

فواق

بضم فاء و واو و الف و قاف بر وزن غراب به فارسى بكهك و بهندى هچكى گويند و در عرف اطبا عبارت از حركت اجزاى طبقهء داخليهء معده به تبعيت حركت فم معده بفوق‌ست و حركت مذكوره مركب از تشنج انقباضى و تمدد انبساطى بود و انقباض و انبساط مسطور در غير فواق يبسى هربا عن الموذى و دفعا لذلك الموذى باشد و در فواق يبسى موجب انقباض يبوست و سبب انبساط اصلاح باشد و از آنكه قعر معده درين علت به تفوق گرايد بفواق موسوم شده و سبب كلى اين مرض اذيت فم معده است و اسباب جزئيه بسيارست چون حرقت و لذع فم معده سبب تناول اغذيه يا ادويهء حادة الكيفية و از جهت تولد اخلاط حارهء حريقه در معده يا انصباب آنها
هامش
( 1 ) هرگاه سقطه يا ضربه بر سينه رسد و قى الدم پديد آيد بر تشقق عروق مرى گواهى دهد طب اكبر
خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 95 | شمس الدين احمد