تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
بمعده آيد و معده نيز ويرا مكروه داشته بقى مندفع سازد و فرق درين علت و در ايلاوس آنست كه درين علت ما يخرج بالقئ منتن و ذى عفونت نباشد و قشور دقيقه يعنى پوستهاى باريك در قى پيدا بود و به تناول حموضات و حريفات اشتداد حرقت و وجع در حوالى ناف هويدا گردد بخلاف ايلاوس كه از خراش روده خالى باشد و از خروج قشور و اشتداد وجع بماكولات مذكورهء بالاعارى و ما يخرج بالقئ در ان منتن بل زبل خالص بود و در تسميهء اين علت دو وجه نگاشته‌اند يكى تشبث معده به چيزى كه اسفلش با على منقلب گردد دوم انقلاب و انعكاس فعل آن از مقتضاى طبيعت چه از شان وى دفع ما فيها باسفل‌ست نه باعلى

قلق معده

قلق بفتحتين قاف و لام و سكون قاف ثانى به فارسى بىآرامى گويند و قلق معده آنست كه كرب و اضطراب در معده پديد آيد و ازآن‌رو عليل غم و اندوه دريابد و چنان باشد كه گويا در خاكستر گرم‌ست و از شكلى بشكلى همىگردد و موجب تكوين اين علت گاهى صفرا بود كه در معده توليد يابد يا از كبد بر ان ريزد و هذا اكثر و گاهى مادهء سرد كه متكيف بكيفيت رديه چون ملوخت و حموضت و بورقيت و عفونت باشد در معده حاصل شود و علامت اول آثار حرارت معده كه در سوء مزاج وى مذكور شده و علامت ثانى امارات سوء مزاج بارد آن هويدا باشد و غثيان و تهوع و قى على سبيل منع الخلو از لوازم اين علت‌ست و بامراض مذكوره متحد الاسباب و گاه باشد كه ابخرهء فاسده از معده بدل و دماغ برآيد و خفقان و دوار رو نمايد و گاهى بنا بر هرب حرارت غريزى رنگ سحنه متغير شود و در بعضى احيان حالتى دست دهد كه صاحب علت قادر بر تعريف علت و بيان آن نبود

حرقة المعده

بضم هاى مهمله و سكون راى مهمله و فتح قاف منقوطه و سكون فوقانى بمعنى سوزشست و سوزش معده گاهى بسبب احتقان رطوبت خام در فم معده و تحمض وى بحرارت قاصرهء آن و گاهى بواسطهء تناول اغذيهء غليظه « 1 » چون نان فطير و فواكه خام دست دهد و گاهى خلط لذاع سوداوى شديد الحموضت كثير المقدار از طحال بمعده گرايد و توليد حرقت در ان نمايد و علامت نوع اول و دوم تقدم تناول اشياى غليظ و ذى رطوبات بود و هنگام گرسنگى بنا بر قوت حرارت معده خفت پديد آيد و علامت نوع سوم آنست كه در حين خلو معده باشتداد گرايد و هنگام سيرى و تناول اشياى چرب تسكين يابد

استرخاى معده و تهلهل نسج آن

سبب استرخاى معده ابتلال ويست از فضل ؟ ؟ ؟ طولى و دو گونه بود يكى آنكه نفس معده ؟ ؟ ؟ شود و بدان سبب بافت ليفهاى وى سست گردد دوم آنكه ؟ ؟ ؟ معده مسترخى گردد و بدان
هامش
( 1 ) چه اغذيهء مذكوره بسبب غلظت خود و ضعف معده بسرعت منحدر نشود و بر سر معده ؟ ؟ ؟ و از حرارت ضعيفهء آن ترشى و حرارت پذيرفته بسوزش وى پردازند شرح حدود الامراض و طب اكبر