تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
از عضوى ديگر بر ان و احتباس رياح غليظه در مرى يا در فم معده يا در طبقات آن و چسپيدن رطوبات لزجهء متولده در معده بر جرم وى و ثقل و گرانى طعام غليظ كثير المقدار و استيلاى سوء مزاج بارد بر معده و آماس معده و عروض يبس و جفاف در فم معده و ورم جگر پس اگر نوع اول باشد حرقت فم معده و تقدم اسباب موجبه چون قى زرد و سبز و سياه واقع شدن يا دواى حريف چون فلافلى و مانند آن يا غذاى حاد الكيفية خوردن و بر تقدير خلطيت سائر علامات لازمهء ماده علامت اوست و اگر نوع ثانى باشد پديد آمدن علت عقب تخمه و تناول اطعمهء بادانگيز شاهد آنست و اگر نوع ثالث بود رطوبت دهن و گرانى معده و فساد هضم و حموضت طعام نشان او باشد و اگر نوع رابع بود عروض علت پس از خوردن غذاى غليظ گواه ويست و اگر نوع خامس باشد قلت عطش و رغبت اشياى حاره و سائر امارات برودت معده دال بر ان بود و اگر نوع سادس باشد درد و كرب و تپ لازم و همگى علامات ورم معده حسب هر خلط هويدا بود و اگر نوع سابع بود تولد بيمارى بمرور زمان و صعوبت آن و جملگى دلائل يبوست بر ان دلالت كند و پس از استفراغات و تپ‌هاى گرم بسيار عارض شود و اگر نوع ثامن باشد غشى مفرط و تپ گرم بر تقدير بودن آماس گرم و تمامى نشانهاى ورم جگر عيان بود و بايد دانست فواق كه بكودكان بعد نوشيدن شير كثير افتد از قبيل قسم ثانىست و آنكه بسبب ترك حمام معتاد و رياضت معتاده بهم رسد قريب به قسم ثالث و قسم خامس بكودكان و پيران و مريضان بنا بر ضعف حرارت ايشان كثيرالوقوعست و حدوث اين قسم بسبب عدم انهضام تام طعام و تكثف و تقبض معده بنا بر استيلاى برودت صورت بندد و تضاد برودت مر معده را نيز موجب تاذى معده و باعث عروض اين نوع فواق‌ست و تكوين قسم ثامن بنا بر انضغاط معده از ورم كثير الحجم جگر و تمدد معده به تبعيت انجذاب جگر و معاليق و اوردهء ما بين مرى و معده و تاذى معده از حرقت صفرا كه از جهت ضيق مجراى ما بين المرارة و المعده بسبب آماس كبد و قلت اندفاع مرار المراره بسوى وى منصب گردد بمنصهء ظهور مىرسد كما صرح به اين سرافيون و جالينوس و غيرهما

انقلاب المعده

مرضيست كه غذاى هضم‌شده برمىآيد بنا بر آنكه در رودهء اثناعشرى كه ملتصق معده است يا در معاى صائم كه باثناعشرى اتصال دارد بسببى از اسباب مسحجه خراش و انجراد واقع شود و ازآن‌رو چون غذا در معده منهضم شده بدين رودها فرود آيد از آنكه فى حد ذاته حرافت يا ملوحت يا عفونت و مانند آن كيفيت لذاعه داشته باشد رودهاى مذكوره از ان متاذى شوند و غذاى موصوف را بسوى معده بازپس مىگردانند پس غذا به حركت رجع ؟ ؟ ؟ متحرك شد