تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
و ظهور امارات سوء مزاج معده و جگر علامت نوع دوم و نشان آماس و سدّه كبد يا آثار سوء مزاج سرد ان علامت نوع سوم و دلائل حرارت گرده دال بر نوع چهارم و تقدم سبب نشان نوع پنجم و ششم و هفتم عيان باشد

غثيان

و تهوع و قى غثيان بفتح غين معجمه و سكون ثاى مثلثه و بفتحتين نيز آمده و تحتانى مفتوح و الف و نون حالتيست مر معده را كه باعث بر تهوع و قى باشد و منش گشتن و طبيعت برهم زدن عبارت از ويست و چون دائم بود به تقلب النفس موسوم گردد و تهوع بفوقانى و ها و واو مشدده و عين مهمله عبارت از انست كه در معده حركتى مانا به حركت قى واقع شود اما چيزى مندفع نگردد چه درين هنگام معده فقط به حركت مىگرايد تا آنچه در طبقات وى منصب شده از راه دهان مندفع سازد ليكن ماده متحرك نشود و در مقر خويش مستقر باشد و قى بالفتح حركتيست از معده براى دفع چيزى موذى كه در وى باشد بطريق دهان مقترن با او حركت آن چيز در اندفاع و گاهى اطبا حركت قويه را بقى مخصوص دارند و حركت ضعيفه را بتهوع چه در حين حركت قويه بالضرور ماده متحرك شده مستخرج گردد و بالجمله سبب اين حالات گاهى اخلاط فاسده باشند كه بكيفيت رديه يا كميت كثيره مثقله باذيت معده پردازند و اخلاط موصوفه يا در معده متولد شوند يا از اعضاى ديگر چون كبد و طحال و مراره بر ان ريزند و طبقات وى آن را تشرب نمايند و باشد كه اخلاط فاسده از تمامى بدن بر معده منصب گردند و حدوث اين نوع سوم در حميات خاصه در آنكه مادهء وى صفرا باشد صورت‌پذير مىشود و اخلاط مولدهء علت قى اگر حاره بوند التهاب معده و عطش و مرارت ما يخرج بالقئ و اگر بارده باشند نفخ و قراقر در معده و حموضت قى يا ملوحت يا حلاوت آن بظهور انجامد و ترشى قى در مادهء سوداوى عيانست و در مادهء بلغمى بنا بر ضعف هضم هم مىباشد و اگر بلغم شور بود قى شور باشد و از تشنگى خالى نبود و اگر شيرين باشد قى شيرين بود و در قى شركى « 1 » پس از قى تا انصباب مادهء ديگر قى ساكن بود و آفت عضوى از اعضاى مذكورهء بالا شاهد باشد و قى كه در حميات افتد به تبع تپ پديد آيد و بزوال وى زائل شود و ظهور اين حالت موقوف بر انصباب ماده بود و گاهى فساد غذا كمية كان او كيفية و گاهى سوء تدبير در اكل و گاهى سوء مزاج معده و ضعف آن و گاهى بحران امراض مادى موجب علت مذكوره گردد و اسباب ما تقدم و امارات سوء مزاج و ضعف معده و وقوع علت در ايام باحورى و در امراض مادى خاصهء حاده بر انواع اربعهء مذكوره دال باشد و گاهى حدوث قى و عروض اخوان آن از ديدان معده صورت بندد و از آثار ديدان هويدا گردد و گاه باشد كه خوردن مگس در غذا و استكراه طبيعت
هامش
( 1 ) يعنى آنچه از جهت ريختن ماده از عضو ديگر بر معده باشد