تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
و جميع بدن دست دهد چه هنگام سخونت اعضا تقاضا و تحلل بيشتر شود و معده بنا بر ضعف خود از امتصاص عروق برنجد و بسبب اتصال دل با فم معده دل متاذى گردد و بالضرور غشى بمنصهء ظهور رسد و علامتش سوء مزاج حار و تشنگى و خشكى طبيعت و سقوط فوت و وقوع غشى هنگام گرسنگى مىباشد

عطش مفرط

عطش بفتح عين و طاى مهملتين و سكون شين معجمه به فارسى تشنگى گويند و تشنگى مفرط گاهى كاذب بود گاهى صادق كاذب دو نوع مىباشد يكى آنكه بنا بر اجتماع خلط مالح غليظ چون بلغم شور يا خلط شديد اليبس همچو بلغم عصبى و سوداى احتراقى در معده بمنصهء ظهور رسد و علامتش آنست كه هرچند آب سرد نوشيده شود تشنگى تسكين نيابد و بحسب ماده مزهء دهن ترش يا شور بود و چون عليل بر عطش صبر كند يا بخواب رود تسكين در تشنگى پديد آيد چرا كه اصطبار بر عطش مذكور باعث اشتداد حرارت احشا و تلطيف خلط مولد عطش‌ست دوم آنكه غذاى غليظ لزج چون ماهى تازه و هريسه و كله‌پايچه و ما يناسبها خورده شود و از متوجه ساختن طبيعت حرارت را بسوى معده جهت تلطيف و تقطيع غذاى مذكور و ايضا از جهت چسپيدن شئ غليظ در ماساريقا و نفوذ آب را منع كردن بالضرور در طبيعت اشتياق آب پديد آيد و تا آن زمان كه غذاى مذكور بتمامه مستحيل شود طلب آب باقى باشد و علامت اين نوع ظاهرست و تشنگى صادق بر چند گونه بود يكى آنكه از حرارت سينه و شش و دل بهم رسد دوم آنكه از حرارت معده يا جگر يا از يبوست آنها يا از هر دو حادث شود سوم آنكه از ورم جگر و سدهء آن بنا بر انضغاط مجارى و نفوذ آب به جگر دست دهد يا سوء مزاج بارد كبد بنا بر تضعيف « 1 » قوت جاذبه محدث علت گردد چهارم آنكه سوء مزاج حار گردد بواسطهء كثرت جذب مائية از كبد باعث علت شود پنجم آنكه خوردن اشياى حاره بالقوه يا بالفعل چون شرب شراب صرف كهنه و تناول بصل و ثوم و گوشت افعى و فرفيون و مانند آن موجب تكوين علت گردد ششم آنكه اسهال مفرط از ادويهء مسهله اتفاق افتد و از آنكه كثرت استفراغ محلل رطوبات اصليه و محدث جفاف‌ست بواسطهء حصول ترطيب طلب آب پديد آيد هفتم آنكه خوردن برف باعث علت شود و وجه حدوث تشنگى از برف بقول علامهء شيرازى تكثيف رطوبات معده و اجتماع حرارت آن و بقول قرشى عود نمودن برف پس از ورود در معده بمزاج حار اصلى اوست چه برف بالقوه حار و مركب از اجزاى دخانيه است و بعضى برانند كه بسبب برودت برف حرارت غريزيه گريخته بقلب رسد و سخونت وى زياده كند پس عطش مفرط دست دهد و از استنشاق هواى سرد اكثر تشنگى ساكن شدن و آثار سوء مزاج شش و دل ظاهر بودن علامت نوع اول و از نوشيدن آب سرد بيشتر تسكين يافتن عطش
هامش
( 1 ) برودت مضعف جاذبه است و چون جاذبه ضعيف شود طعام و شراب بسوى جگر منجذب نگردد چنانچه بايد پس از جهت نارسيدن غذا و آب باعضا در اعضا تسخين پديد آيد و اشتياق آب روى نمايد طب اكبر
خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 93 | شمس الدين احمد