تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
يا بقى و اگر بكيفيت بود در تسكين و تطفيه كوشند و مريض را از هرچه موجب ثوران‌ست بازدارند و پس از حصول تنقيه يا تصفيه فصد كنند تا حصول مدعا بىاذيت شود

ثانيا در اختيار وقت مختار فصد

باعتبار فصول و شهر و روز و ساعات و احكام نجوم و ازمنهء اربعهء مرض بايد دانست كه فصد باعتبار وقت مختار دوگونه است يكى اختيارى دوم اضطرارى و در فصد اختيارى اطبا مقرر كرده‌اند كه مهيا جهت امراض دموى را باعتبار فصول فصد در فصل ربيع مناسب‌ست و باعتبار شهر در اول ماه و آخر ماه بايد كرد و باعتبار روزها روز يكشنبه يا دوشنبه و باعتبار ساعات ضحوهء نهار بعد هضم غذا و فراغت از بول و براز و اگر حاجت فصد در شتا افتد آن روز فصد كنند كه هوا ساكن باشد و اگر اين يافته نشود آن روز كنند كه در ان روز باد جنوبى در اهتزاز باشد و باعتبار ازمنهء مرض در امراض دمويه بعد نضج ماده در زمانهء انتها بعد گذشتن ابتدا و تزايد به شرط عدم موانع همچو ضعف قوت و غير آن فصد واجب‌ست و بروز نوبت و روز بحران جائز نيست و در حميات فصد هنگام سكون اعراض بايد كرد و در حمى دموى در ابتدا فصد قليل كنند و در انتها كثير و در فصد اضطرارى تاخيرى واجب نيست همچو فصد در مرض خناق دموى و سكتهء دموى و ماشرا و وقوع ضربه و سقطه و امثال آنكه درينها فصد فى الحال بايد كرد و نزد منجمين در فصد اختيارى مىبايد كه قمر در بروج آتشى باشد يا در بروج هوائى غير جوزا كه جوزا متعلق بدست‌ست و هنگام بودن قمر در جوزا رگ زدن نمىشايد خواه فصد اضطرارى باشد چرا كه نكوهيده است آهن بدان عضو رسانيدن كه قمر در بيت متعلقهء آن عضو باشد و عبد الجليل سنجرى ثبات بروج در فصد شرط كرده است و حذر بايد كرد از ان كه نحسين « 1 » با قمر در طالع باشند و ايضا حذر بايد كرد از وقوع نحسين در هشتم طالع و هشتم موضع قمر و ذرانيوس گفته كه باك نيست چون قمر بر دوستى مريخ بود و اصحاب نقرس را فصد در ان ايام بايد كرد كه شمس در سرطان باشد و در فصل تابستان بست روز پيش از برآمدن شعرى يمانى و بست روز بعد از ان فصد و مسهل منع‌ست

ثالث در ضابطهء فصد

در بعضى امراض و حميات و حامله بايد كه در مرض ذى بحرانات و طويل المدت خون نگيرند بلكه تسكين كنند و اگر نشود لاجرم خون قليل بگيرند و همچنين در موسم شتا هرگاه كسى را وقت ضرورت قويه فصد كنند خون كمتر گرفتن واجب باشد و آن كسى را كه بسبب هيجان اخلاط رديه خوف عارض شدن غشى باشد نخستين آن را بقى امر كنند و بعد آن بفصد و صاحب قولنج را فصد جائز نيست الا اگر قولنج ورمى از مادهء حار باشد و هكذا مريض نفث الدم قوى را الا اگر قوت قوى باشد جائز داشته‌اند و در حميات حادهء شديد الالتهاب اجتناب از فصد واجب‌ست و همچنين بروز نوبت جميع حميات و در حمّى عفنهء سديه فصد كردن جائز باشد و در ابتداى حميات غير حاده فصد نكنند مگر بعد از نضج اما اگر جهت استيصال ماده
هامش
( 1 ) ان مريخ و زحل 12